پرتال نشریات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
www.daftarmags.ir




نشریه: آیینه پژوهش
شماره: 32
کد مقاله : 22888
تاریخ مقاله : چهارشنبه, 10 خرداد 1374

مـأخـذ شنـاسـى جنگهــاى صليبــى

بسيارى از مورخان كليه جنگها و ستيزه هاى شرق و غرب را در تاريخ, جنگهاى صليبى ناميده اند. همچون جنگ هراكليوس عليه ايرانيان در قرن هفتم براى برگرداندن صليب بيت المقدس, جنگ مسلمانان با روميها در يرموك, جنگهاى امپراتور نقفورفوكاس با سيف الدوله حمدانى در قرن دهم ميلادى, جنگهاى مسيحيان عليه مسلمانان در اسپانيا, سيسيل و جنوب ايتاليا در قرون دهم و يازدهم, و خلاصه جنگهاى بزرگ اسلام و مسيحيت كه از پايان قرن يازدهم تا اواخر قرن سيزدهم در منطقه شام و مصر پديد آمد.
اما از آن ميان, جنگهاى اخير مشهور است كه با زمينه ها و علل متعددى در غرب و شرق پديد آمد و براى هر دو جامعه, نتايجى پديد آورد. اين جنگها, به تعبير برخى از مورخان, افق فكرى اروپا را وسعت بخشيد; همان وسعت فكرى كه منجر به رنسانس شد. در جهان اسلام نيز آثار بزرگى پديد آورد, ولى آنچه درخور توجه است, عنايت بيشتر غربيهاست به تدوين تاريخ جنگهاى صليبى. قبل از آنكه به بررسى منابع تاريخى جنگ صليب بپردازيم, نمونه ايى از اظهارنظر نويسندگان غيرمسلمان معاصر را ارائه مى دهيم:
1. آلبرماله: (مهمترين نتيجه جنگ زوال قدرت ارباب ملك بود.)
2. رنه گروسه: (جنگهاى صليبى اولين سلطه استعمارى مسيحى عليه اسلام در مشرق بود.)
3. جرج تريوليان: (جنگهاى صليبى, حركت نفوذى اقطاع داران مسيحى ضد عرب بود.)
4. برنارد لويس: (جنگهاى صليبى, اولين حركت ابتكارى غرب در گسترش سلطه خود بود. محرك اين جنگها, ماديات و دنيا بود و دين به عنوان عامل روانى و روحى آن را پوشانيد.)
5. هانرى ويليام ديويز: (جنگهاى صليبى, استعمار اروپايى است.)
6. ژون لامون: (شواهد حاكى است كه فرماندهان صليبى, فقط اهداف مادى را دنبال مى كردند.)
7. ج. و. تامسون: (جنگهاى صليبى اولين تجربه استعمار غربى در خارج از حدود و ثغور خود بود كه به منظور بهره بردارى اقتصادى صورت گرفت.)
8. ارنست باركر: (اصرار مسيحيان بر انتشار مذهب كاتوليك عامل جنگهاى صليبى بود.)
9. لويس هالفن: (جنگهاى صليبى ادامه جنگهاى توسعه طلبانه زميندارى در غرب است كه زمينداران بزرگ قبل از آن برپا كردند.)
10. فليپ حتّى: (جنگهاى صليبى در ادامه نزاع شرق و غرب بوده و با تمدن آن دو ارتباط دارد, نه مذهب آن دو.)
11. هنرى لوكاس: (اينكه عامل بيدارى اروپا را جنگهاى صليبى بدانيم, مبالغه آميز است و اگر جنگهاى صليبى شكل نمى گرفت تاثير فرهنگ اسلامى بر غرب, كه از اندلس شروع شده بود, بيشتر مى شد.)
12. پروفسور كاسمينسكى: (جنگهاى صليبى, افق فكر غربيها را وسعت بخشيد.)
در يك تقسيم بندى كلى مى توان منابع جنگهاى صليبى را به دو بخش اسلامى و غربى و هريك را در دو گروه قديم و جديد خلاصه كرد. بدون ترديد مسلمانان در زمينه منابع دست اول درباره جنگهاى صليبى ضعيفترند. شايد علل آن, يكى غافلگيرشدن مسلمانان در اين حملات و هجوم ناگهانى غرب عليه جهان اسلام باشد و دوم بسنده كردن تاريخنگاران مسلمان به تاريخنگارى حوليات و بى توجهى به تاريخنگارى موضوعات1. در صورتى كه غربيها از قرن يازدهم ميلادى به بعد و پس از تجديد حيات فكرى, به موضوعنگارى بيشتر از زمان نگارى و سالنگارى توجه داشتند. گابريلى2 علت اساسى اين را كه مورخان مسلمان پديده مهم جنگهاى صليبى را ناچيز شمرده اند و بدان نپرداخته اند, حس برترى جويى مسلمانان نسبت به غرب مى داند3. يكى از علل مهم در اين خصوص, وضعيت جهان اسلام در دوره جنگهاى صليبى و درگيريهاى فرقه اى و جنگ هفتادودو ملت بوده است. الف ـ منابع اسلامى
1. الكامل فى التاريخ, تاليف ابن الاثير (555 ـ 630هـ/ 1160ـ1232م) عزالدين على بن محمد بن عبدالكريم شيبانى, معروف به ابن الاثير جزرى, از تاريخنگاران مشهور مسلمان در روزگار جنگهاى صليبى است. در تاريخ عمومى خود به نام الكامل, به تفصيل, حوادث و جزئيات جنگهاى صليبى را از آغاز تا سال 628 قمرى بيان كرده است. ابن اثير آن بخش از اخبار جنگهاى صليبى را كه خود درك نكرده بيشتر از آثار عمادالدين كاتب اصفهانى, يعنى الفتح القسى فى الفتح القدسى والبرق الشامى وابن قلانسى, ذيل تاريخ دمشق و نوشته ابن جوزى به نام المنتظم بهره گرفته است. از مشخصات ديگر كتاب مذكور, اشاره مفصل به روابط سياسى دولت بنوارتق با صليبيهاست.
2. التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية, تاليف ابن اثير.
هرچند ابن اثير بيشتر به يك تاريخنگار عمومى در جهان اسلام شهرت يافته و ما بيشتر او را از خلال الكامل مى شناسيم, اما اهتمام او به ساير رشته هاى تاريخى اختصاصى, انساب و تراجم و رجال قابل تقدير است4. در التاريخ الباهر كه درباره دولت اتابكان موصل نوشته شده, به جنگاوريهاى عمادالدين زنگى و پسرش نورالدين عليه صليبيها پرداخته است; خصوصاً جهاد نورالدين محمود زنگى با صليبيها و بازپس گيرى بعضى شهرهاى اسلامى از مسيحيان در فاصله سالهاى 541 ـ 569هـ/ 1147م ـ 117م را به دست او به روشنى و كمال ترسيم كرده است.
خانواده ابن اثير از صاحب منصبان دولت اتابكه موصل به شمار مى روند. از اين رو نويسنده در اين كتاب تعصب خاصى نسبت به دولت مذكور, خصوصاً عمادالدين و نورالدين نشان مى دهد. از طرفى ديگر, علاوه بر تفصيل اخبار جنگهاى صليبى در فاصله حكومت اتابكان زنگى, گزارشهاى تاريخى خود را با نثرى مكلف و غيرقابل قياس با الكامل ارائه داده و به علاوه از شعر و ضرب المثلهاى فراوان بهره برده است. براى مثال در سال 565هـ/ 1169م صليبيها شهر دمياط در مصر را محاصره كردند. اما شكست فاحشى متحمل شدند و بازگشتند. ابن اثير آنها را با اين جمله مورد تمسخر قرار داده: (ذهبت النعامه تطلب قرنين فعادت بلااذنين)5. منابع ابن اثير در اين كتاب, علاوه بر مراجع او در الكامل فى التاريخ, شنيده هاى اوست از پدرش.
3. ذيل تاريخ دمشق تأليف حمزة بن اسد بن على بن محمد تميمى, معروف به (ابن قلانسى) (470ـ 555هـ/ 1077ـ1160م).
اين كتاب حوادث تاريخى در منطقه شام را از سال 360هـ/ 970م تا زمان مرگ مولف بيان مى كند. روزگار فاطميها, سلجوقيها و دو جنگ اول و دوم صليبى بوده كه خود شاهد آنها بوده است. ابن قلانسى از آن جهت كه خود معاصر جنگهاى صليبى بوده و دوبار منصب رياست شهر دمشق را عهده دار بوده است,6 به اسناد رسمى دولتى دسترسى داشته و از آنها بهره گرفته است و دسترسى به اسناد و مشاهده حوادث و معاصرت با آنها, اهميت فوق العاده اى به كتاب بخشيده است. اولين بار امدروز,7 خاورشناس سويسى الاصل انگليسى, در سال 1908 كتاب ابن اثير را تحقيق و در ليدن به چاپ رسانيد. تحقيق ديگر اين اثر از دكتر سهيل زَكّار, استاد تاريخ دانشگاه دمشق و كارشناس جنگهاى صليبى است كه در سال 1983 به انجام رسانيده است8.
4. البرق الشامى, تاليف محمد بن محمد اصفهانى, معروف به عمادالدين كاتب (519 ـ 597هـ/ 1125ـ1201م).
كاتب اصفهانى صاحب ديوان انشاء در دولت صلاح الدين و با او در جنگ با صليبيها همراه بوده است. كتاب او حاوى تاريخ سياسى عصر صلاح الدين در بين سالهاى 589 تا562هـ مى باشد. اين كتاب در هفت مجلد ساخته شده و جز دو مجلد سوم و پنجم, بقيه آن مفقود شده است. يكى از منابع اساسى عمادالدين در البرق الشامى, رسائل قاضى فاضل عبدالرحيم بن على بيسانى (م569هـ/ 1200م) وزير صلاح الدين ايوبى است.
سناالبرق الشامى, تاليف فتح بن على بندارى, ملخص و مختصر كتاب مذكور است.
5. الفتح القسى فى الفتح القدسى, از عمادالدين.
كتاب مذكور حوادث بين سالهاى 583هـ (سال فتح بيت المقدس توسط صلاح الدين) و 589هـ (مرگ صلاح الدين) را بررسى كرده است. اسنادى كه در دو كتاب مذكور عماد آمده, به رغم سبك مغلق و مطنطن آن, بر ارزش آنها به عنوان منابع معتبر تاريخى افزوده است9. ابن اثير جزرى در تاليف الكامل از دو اثر كاتب اصفهانى بهره جسته است.
6. تاريخ حلب, تاليف محمد بن على بن محمد بن احمد بن نزار تنوخى حلبى, معروف به ابن عظيمى (482 ـ 556هـ/ 1089ـ1160م).
در فترت دو جنگ اول و دوم صليبى, بعد از كتاب ابن قلانسى, قديميترين منبع, تاريخى حلب ابن عظيمى, مورخ و شاعر شيعى است. حاجى خليفه در كشف الظنون به مفصل اين تاريخ اشاره دارد, اما آنچه اينك در دسترس است, خلاصه اى بيش نيست كه براى اولين بار كلودكاهن خاورشناس فرانسوى, بخشهايى از آن را منتشر نمود.10
ابن عظيمى كه خود شاهد و معاصر جنگ اول بوده, حوادث شمال سوريه, به عنوان كانون جنگهاى صليبى را, تا سال 538 ثبت كرده است. شايان ذكر است تاريخ حلب, يك تاريخ عمومى است.
7. الرسائل, از قاضى عبدالرحيم بن على بيسانى (529 ـ 596هـ/ 1134ـ1199م).
وى كار ادارى خود را از آخرين سالهاى سلسله فاطمى در مصر شروع كرده و بين سالهاى 585 و 588 وزير صلاح الدين ايوبى بود. رسائل او كه حاوى مطالب ارزنده اجتماعى و سياسى در اين دوره است, مورد استناد سايرين, خصوصاً همعصرش عماد كاتب اصفهانى بوده است.
8. النوادر السلطانية و المحاسن اليوسفية, تأليف يوسف بن رافع بن تميم اسدى, معروف به قاضى ابن شدّاد (539 ـ 632هـ/ 1145ـ1234م).
اين كتاب كم حجم, با زبانى ساده در دو بخش تأليف شده است. بخش اول در مورد زندگى و فضايل صلاح الدين و بخش دوم, كه اساس كتاب را تشكيل مى دهد, در مورد لشكركشى شيركوه به مصر تا مرگ صلاح الدين نوشته است. ابن شدّاد, عمده حوادث را خود شاهد بوده و موارد نادرى را كه خود ناظر نبوده, از ديگران پرس وجو كرده است. البته كار او خالى از اشكال نيست و ابن خلكان و ابوشامة برخى از روايات او را تصحيح كرده اند11.
9. القوت, تاليف حمدان بن عبدالرحيم اثاربى12.
اين مورخ, معاصر ابن عظيمى و كتاب او در مورد تاريخ حلب است. وى اهتمام فراوانى به جنگهاى صليبى داشته و مى گويند اولين مورخ شمال شام است كه درباره جنگهاى صليبى نوشته است. اين كتاب مفقود شده, ولى حموى در دو معجم خود و ابن العديم در بغية الطلب از آن گزارش و اطلاعاتى مى دهند13. معاصر همو, نويسنده ديگرى است شيعى مذهب به نام على بن عبدالله بن ابى جرادة كه در تاريخ مفقود خود مطالبى درباره جنگهاى صليبى و سلجوقيان نوشته است14.
10. المنتظم فى تاريخ الملوك والامم, تاليف عبدالرحمن بن على بن محمد جوزى, معروف به ابن جوزى, (508 ـ 597هـ/ 1114ـ1201م).
ابن جوزى اين كتاب را به روش ابن اثير در الكامل نوشته و تا حدود صدسال بعد را شامل شده است. در مورد حوادث جنگهاى صليبى و روابط دولتهاى مسلمان با صليبيها مطالب فراوانى دارد. خود او اين كتاب را تحت عنوان مختصر المنتظم تلخيص كرده كه بنا به گزارش زركلى هنوز به چاپ نرسيده است15.
11. مرآة الزمان فى تاريخ الاعيان, نوشته يوسف بن قزاوغلى ابن عبدالله, معروف به سبط ابن جوزى (581 ـ 654هـ/ 1185ـ1256م).
اين كتاب همانند (الكامل) و (المنتظم) يك تاريخ عمومى است و در فاصله حدود يك قرن و نيم از آغاز جنگهاى صليبى به بعد, (510تا654هـ) روايات و اخبارى را گزارش مى دهد كه در ساير مصادر متقدم يافت نمى شود. همچنين اين مورخ بيشتر به شرح حالنگارى از علما توجه داشته تا تاريخ سياسى.
12. زبدة الحلب من تاريخ حلب, از عمر بن احمد بن هبه الله بن ابى جرادة عقيلى, معروف به ابن عديم (588 ـ 66هـ/ 1192ـ1262م).
اين كتاب, تلخيص اثر ديگرى از اين مورخ است به نام بغية الطلب فى تاريخ حلب. هرچند اين كتاب تاريخ محلى است, ولى مطالب مفصلى درباره جنگهاى صليبى و هجوم صليبيها به انطاكيه, حلب و ساير نقاط شمال سوريه دارد16.
13. معادن الذهب, تاليف يحيى بن حميده حلبى, معروف به ابن ابى طى (000 ـ 630هـ/ 000 ـ 1232م).
او از مورخين شيعى و فرزند يك نجار حلبى بود. در اثر خود, كه يك تاريخ محلى در مورد حلب است, به اسناد و گزارشهاى تجربى اهميت فراوان مى دهد و اين اهتمام, او را مورخى معتمد معرفى نموده است. مورخين بعدى, چون ابن خلكان, ابوشامة و ابن فرات, از آثار او بهره فراوان گرفته اند.
14. الروضتين فى اخبار الدولتين النورية والصلاحية تاليف عبدالرحمان بن اسماعيل مقدسى, معروف به ابوشامة (599 ـ 665هـ/ 1202ـ1267م). او حديث شناس, فقيه و مورخ شامى بود كه متأثر از روش ابن عساكر, يعنى حديث نگارى, تاريخ خود را تدوين كرد. منابع عمده ابوشامة در اين كتاب عبارتند از: ذيل تاريخ دمشق, نوشته ابن قلانسى, النوادر السلطانية اثر قاضى ابن شداد و التاريخ الباهر, تاليف ابن اثير. اين نكته گفتنى است كه ابوشامه, التاريخ الباهر را به علت بدبينى ابن اثير به ايوبيان به اندازه دو منبع ديگر جدى نگرفته است. جمال الدين بن واصل محمد بن سالم (م697هـ ـ 1289م) كتابى به نام مفرج الكروب فى اخبار بنى ايوب در شرح حال دولت ايوبيان نوشته كه متاثر است از ابوشامه و آن بخش از الروضتين كه در مورد دولت صلاح الدين و فرزندانش است.
15. الاعتبار, تاليف اسامة بن منقذ (488 ـ 583هـ/ 1095 ـ 11987م). آل منقذ از فرمانروايان قلعه شيزر در شمال غربى سوريه بودند كه يكى از قلعه هاى استراتژيك در جنگهاى صليبى بود. اسامه از اميران جنگاور و شاعر و اديب اين خاندان بود. او سفرهاى متعددى به مصر, شام, جزيره و ساير بلاد عرب داشت و كتاب او دستاورد همين سفرهاست و حاوى اخبار جنگهاى صليبى و حيات اجتماعى و فرهنگى مسلمين و مسيحيان در خلال جنگهاى صليبى در قرن ششم هجرى است. الاعتبار در توصيف بى خردى و ضعف علمى واخلاقى مسيحيان و نيز تاثيرپذيرى مثبت ايشان از مسلمانان حكايات خواندنى دارد17.
16. تذكرة اللبيت و نزهة الاديب, تاليف محمد بن مكرم.
او كه از نويسندگان دربار سلطان منصور قلاوون بود و بسيارى از اسناد سياسى جنگهاى صليبى را در اين مجموعه گرد آورده است.
17. تذكرة بالاخبار عن اتفاقات الاسفار, اثر ابوالحسين محمد بن احمد بن جبير اندلسى (540 ـ 614هـ/ 1145 ـ 1217م).
اين كتاب كه به نام رحله يا سفرنامه ابن جبير مشهور است, در بيان اوضاع سياسى و اجتماعى مصر و شام در ايام جنگهاى صليبى, منبع قابل توجهى است.
18. الاعلام و التبيين فى خروج الملاعين الفرنج على ديار المسلمين,18 تاليف احمد بن على بن مغربى, معروف به ابن حريرى (… ـ 926هـ/ … ـ 1519م).
اين كتاب كه تاريخ مختصر براساس حوليات است, تنها اثر ويژه جنگهاى صليبى است كه با فاصله زمانى نسبتاً طولانى نوشته شده است. ابن حريرى رخدادهاى جنگهاى صليبى را باختصار و با استناد به الروضتين ابوشامه, مرآة الزمان سبط ابن جوزى, مفرج الكروب ابن واصل و السلوك لمعرفة دول الملوك مقريزى نوشته است. اشكالات ادبى و تاريخى كتاب نشانگر ضعف علمى و تاريخى نويسنده است. براى مثال او اشغال شهر طرابلس در شام را به سال 945 هجرى ذكر كرده, در صورتى كه اين شهر در سال 502 هجرى سقوط كرد.
علاوه بر كتب تاريخى و سفرنامه ها كه اشاره شد, تواريخ محلى, عمومى و سفرنامه هايى وجود دارد كه از حوادث كلى جنگهاى صليبى مطالبى را به ثبت رسانده اند. اما آنچه در شناسايى ويژگيهاى منابع اسلامى اين دوره قابل توجه است, به اين شرح است:
1. اختصاصى نبودن تواريخ:
بجز الاعلام والتبيين و تا حدودى الفتح القسى فى الفتح القدسى و النوادر السلطانيه كه بيشتر سيره صلاح الدين ايوبى است, و التاريخ الباهر, كه در مورد اتابكان موصل است, بقيه منابع عمومى است.
2. دست اول نبودن عموم منابع:
بجز كتاب ذيل تاريخ دمشق, نوشته ابن قلانسى و تاريخ عظيمى, ساير منابع كه به موضوع جنگهاى صليبى پرداخته اند, با دوران جنگ اول و آغاز هجوم مسيحيان فاصله دارند.
3. اقتباس منابع از يكديگر:
همان گونه كه در معرفى منابع آمده, منابع تاريخى مسلمين مشتركات فراوان دارند و بسيارى از آنها برگرفته از ديگرى است. ب ـ منابع غيراسلامى
1. Gesta Francorum et aliorm Hierosoly mitanorum .
اين كتاب كه با نام اعمال الفرنجة و حجاج بيت المقدس به عربى ترجمه شده, از مورخى مجهول است. وى از آغاز حركت صليبيها تا اشغال بيت المقدس توسط آنها در صحنه جنگها حضور داشته است و احتمال مى رود از افسران و نظاميان دولت نورماندى در سيسيل باشد. زيرا در اين كتاب حملات بوهيموند نورماندى را نوشته است19.
از ويژگيهاى اين كتاب يكى آن است كه دو اسلوب و سبك نگارش دارد و احتمال مى رود توسط دو نفر نگارش شده است. در بخش اول كه جنبه تاريخى آن بر جنبه ادبى برترى دارد, نويسنده به انگيزه هجوم مسيحيان و ماهيت روابط مسيحيان روم با بيزانس پرداخته و در بخش دوم كه تفوق جنبه ادبى آن چشمگير است, به آيات و روايات كتاب مقدس اشارات فراوان شده است. مشخصه ديگر اين است كه مرجع ساير مورخان بعد از خود است و دشمنى با كليساى شرق و بيزانس در آن به چشم مى خورد. از آنجا كه نويسنده اين كتاب, خود از اصحاب كليساست, انگيزه دينى در تحليل علل و زمينه هاى جنگهاى صلبيبى بر ساير جنبه ها و انگيزه ها برترى دارد.
2. Historia Francorum dui ceperunt Iherusalem .
نام عربى كتاب تاريخ الفرنجة الذين استولوا على بيت المقدس يا تاريخ الفرنجه غزاة بيت المقدس,20 و مورخ آن ريمون داگيل21 است. او از سواران نزديك كنت تولوز, است كه خود يكى از رهبران جنگ اولى صليبى بود. تاريخ ريمون داگيل تا حدودى نظام اجتماعى صليبيها را در سرزمينهاى شام بيان مى كند. براى مثال رهبران جنگ به تاسيس صندوقى به نام صندوق تعاون مالى مبادرت كرده تا در صورت از بين رفتن اسبهاى سواران كه ممكن بود در اثناى جنگ و يا بر اثر حوادث طبيعى از بين بروند, اسب ديگرى خريدارى نموده و جايگزين آن نمايند22.
اين مورخ كه علمانى و از اصحاب كليساست, حوادث جنگ را از آغاز حركت صليبيها از فرانسه تا عسقلان بيان كرده است. كتاب نثرى ملال آور و غيرفصيح دارد. او نيز مانند مورخ مجهول به بيان روابط شرق و غرب مسيحى و نمايش دشمنى دو كليساى شرق و غرب همت گمارده است.
نويسنده هر آنچه شنيده و يا برايش روايت كرده اند, به عنوان واقعيت پذيرفته و در كتاب ثبت كرده است و اين از اهميت اثر كاسته است.
3. Gesta Francorum Iherusalem Peregrinantiam .
نويسنده آن فوچيه دوچارتر23 و نام عربى آن اعمال الفرنجة الحاجين الى بيت المقدس است24. او فرانسوى و از حاضران در مجمع كلرمون است. فوچيه دوچارتر كه خود شاهد حوادث جنگهاى اول صليبى بوده, علاوه بر تاريخ سياسى جنگها, وضع طبيعى را نيز بيان مى كند. او حوادثى را بيان كرده كه خود شاهد بوده, يا از شهود مشهور شنيده است.
كتاب حاضر در سه بخش تدوين شده است: بخش اول از مجلس كلرمون آغاز و با مرگ گودفروا در بيت المقدس انجام مى پذيرد. بخش دوم از جانشين بلدوين اول تا مرگ او در عَريش است و بالاخره بخش سوم شامل به قدرت رسيدن بلدوين دوم تا سال 1127م مى باشد و محتمل است كه چارتر در اين سال خود نيز مرده است.
بخش اول اين كتاب را فرانسيس ريان به انگليسى ترجمه و در سال 1916 منتشر كرده است. دو بخش اخير توسط پروفسور فنك ترجمه و مجموعه كامل آن در 1969 چاپ شده است. اين مجموعه همان طور كه اشاره شد در 1990 به عربى ترجمه شده است.
جنگ صليب از نظر چارتر, يك جنگ مقدس دينى بود كه ميان مسيحيان و مسلمانان (به تعبير مورخ بت پرستان), شرقيها, تركها, فارسها, اعراب و احباش25 رخ داد.
4. Historia Hierosolymitana .
نويسنده آن آلبرت داكس26, آلمانى و معاصر حمله گودفروا است. او تاريخ جنگهاى صليبى را از 1103 تا 1120م روايت كرده است. او برخلاف مورخين هم مسلك خود, كه به كليساى شرق خصمانه مى نگرند, ضد شرق و يونان نيست و در موارد مختلفى به خدمات و همكاريهاى امپراتور بيزانس با مسيحيان غرب اشاره و اعتراف مى كند.
مورخان ديگرى نيز كه خود معاصر جنگها بوده, اما در صحنه هاى جنگ حضور نداشته اند, كتبى برجاى گذاشته اند كه عبارتند از:
5. بودرى ده بورگه كتابى را به نام تاريخ بيت المقدس (Historia Jerosolimitana ) نوشته است. او كه خود در مجمع كلرمون حاضر بوده, در جنگ اول صليبى شركت نجسته و مطالب كتاب خود را از شاهدان جنگ و كتاب مورخ مجهول برگرفته است.
6. رابرت ماين, راهب كليساى قديس ريمى27 در شهر ريمز28 فرانسه بود. پس از سه سال از كليسا طرد شد و گوشه عزلت گزيد. در اين ايام, كتاب خود را به نام تاريخ بيت المقدس (Historia Therosolimitana ) تدوين كرد و هدفش اتمام كتاب مورخ مجهول بود.
7. آكهارت دورا كشيش آلمانى, كتابى تحت عنوان بيت المقدس نوشت.
8. كافارو, اهل ژنوا, كتابى به نام حوليات ژنوا نوشت كه حوادث سالهاى 1100 تا 1163م را دربرمى گرفت. همين فرد كتاب كوچكى در سال 1155م با نام آزادسازى شهرهاى مشرق29 (Libertio Civitation Orientis ) به جاى گذاشت.
9. گوتيه,30 مؤلف كتاب جنگ انطاكيه, يكى از مصادر مهم جنگهاى اول صليبى را برجاى نهاده است. او در اين كتاب, حوادث بين سالهاى 1115 و 1122م را شرح كرده است31. چون جنگ اول صليبى, به علت پيروزى غرب اهميت بسزايى براى صليبيها داشته است, بيشتر منابع درباره آن از جانب وابستگان به كليساى غرب نوشته شده است و كمتر اصحاب كليساى شرق و مسيحيان ساكن شرق مديترانه به تاليف در مورد آن دست زده اند. آنچه از آثار بيزانس مى توان برشمرد, كتاب آن كومنين,32 ملكه بيزانس است كه در مورد زندگانى پدرش الكسيس كومنين, نوشته و ديگرى كتاب متى رهاوى33 و مخائيل سورى است34 كه در هر دو از ارامنه ساكن شام بوده اند35.
اما از آثار بعد از جنگ اول صليبى آنچه مى توان اشاره كرد, اين است:
10. A Hi story of deeds done beyond the sea .
كتاب يادشده تأليف ويليام صورى36 است. او در حدود سال 525هـ/ 1130م در بيت المقدس متولد شد. والدين او از فرانسويانى بودند كه درجنگ اول صليبى شركت جسته و در فلسطين مستقر شدند. تحصيلات اوليه را در فلسطين و سپس در پاريس دنبال كرد. با زبانهاى فرانسه, لاتين, عربى, يونانى و عبرى آشنا بود37. همچنين زبان فارسى را مى دانست38. سپس به دربار عمورى اول,39 پادشاه بيت المقدس, وارد شد و مناصب چندى را عهده دار شد. عمورى پس از آنكه اوضاع مصر را آشفته ديد,40 تصميم به انضمام مصر به فلسطين گرفت. در حين درگيريها با نورالدين بر سر مصر, عزم ثبت وقايع جنگ كرد. ويليام صورى از اين زمان تاريخ خود را نگاشت. ابتدا آن را اعمال عمورى41 نام نهاد و پس از آنكه تاريخ گذشته فرنگيها و روابط آنها با مسلمانان را ضميمه كرد, نام اصلى و نهايى كتاب را بر آن نهاد. اين منبع علاوه بر دربرداشتن تمام ويژگيهاى ساير منابع غربى, به علت آشنايى مولف آن با زبان عربى, حُسن بهره گيرى از منابع عربى و اسلامى را نيز داراست. اين خود باعث شد تا حدودى تعصب ساير مورخان عربى را نداشته باشد. به قول ويل دورانت: (… انصافى كه در توصيف خصال و سجاياى نورالدين و صلاح الدين ايوبى رعايت كرد عامل مهمى در ايجاد حسن عقيده اى شد كه اروپاى مسيحى نسبت به اين دو مرد كافر پيدا كرد)42.
تأثيرپذيرى ويليام صورى از تاريخنگارى مسلمين و آشناساختن جامعه اروپايى با مسلمانان و دولتهاى اسلامى, از محاسن و ويژگيهاى اين تاريخنگار غربى مقيم شرق است. او همچنين جنگهاى هراكليوس با ايرانيان را در آغاز قرن هفتم ميلادى شرح كرده است43.
11. تاريخ سن لويى,44 اثر ژان سيردو ژوئنويل45.
مولف كتاب در حدود 1224م, در فرانسه و در خانواده اى ثروتمند به دنيا آمد و كتاب خود را در 1309م پايان برد. در اين زمان قريب هشتادوپنج سال از عمرش سپرى شده بود. خمول فكرى و خطاى حافظه او بدون ترديد در نگارش اين كتاب موثر بوده است. منابع او علاوه بر ديده هاى خود, شنيده ها و نيز كتابى متضمن سيره لويى نهم است كه به نام آن اشاره نمى كند46. وى بسيارى از حوادث را تعليل دينى مى كند و جنگ, پيروزى و اسارت را نتيجه رضايت پروردگار مى داند. همچنين تصوير جالبى از اسماعيليان مقيم شام و روابط آنها با صليبيها ارائه مى دهد.
ژوئنويل در آغاز كتاب شرح مى دهد47 كه كتاب را به دو بخش كرده است:
1. چگونگى ملكدارى و سياست لوئى; 2. كردار نظامى و فعاليتهاى لوئى در ميدان جنگ.
شايان ذكر است كه نويسنده خود از وابستگان به فئوداليزم آن روز اروپاست.
12. فتح قسطنطنيه, تاليف ويل آردوئن48.
در آغاز جنگ چهارم صليبى, مسيحيان كه قصد اشغال مصر را داشتند, خود را محتاج كشتى و نيروى دريايى ديدند. در آن زمان درياى مديترانه در دست ونيزيان بود. گروهى به نمايندگى از صليبيها روانه ونيز شدند تا در باب كرايه كشتى گفتگو كنند. ويل آردوئن, اهل شامپانى, در زمره اين گروه بود. او تاريخ جنگ چهارم صليبى را به دور از هر ژرفنگرى و تعليل نوشته و فقط به ذكر حوادث پرداخته است49. او به تفصيل نقش جمهوريهاى ونيز, پيزا و ساير شهرهاى ايتاليا را در جنگ چهارم بازگو كرده است. مورخ ديگر به نام روبرت كلمارى, كه از شركت كنندگان در جنگ چهارم صليبى بوده, كتابى به همين نام برجاى گذاشته است50.
13. تاريخ بيت المقدس, تاليف يعقوب دى ويترى51. وى كه اسقف شهر عكا و بيت المقدس بوده, در قرن سيزدهم ميلادى با اعتماد بر كتاب ويليام صورى تاريخ خود را نوشته است.
14. توصيف سرزمين مقدس, تاليف بركارد52.
او جهانگردى آلمانى بود كه در سال 1280م مناطق مصر و شام را درنورديد و مدت ده سال در فلسطين اقامت كرد. وى در اين كتاب از ثروت مناطق اشغال شده توسط صليبى و اهتمام بازرگانان ايتاليايى نسبت به آنها سخن گفت. جهانگرد ديگر آلمانى به نام لادولف,53 در سال 1350م كتابى به همين نام و مضمون نوشت54.
15. نوشته هاى كشيش كارپينى كه از سوى اينوسان چهارم در سال 1245م به دربار خان مغول رفت55.
16. تاريخ بيزانس, نوشته نقفور گريگورى56.
او در اين كتاب, تاريخ بيزانس را از سال 1204 تا 1359م تحرير كرده و به اشغال بيزانس (قسطنطنيه) از سوى صليبيها, تاريخ امپراتور روم شرقى و فعاليتهاى اقتصادى صليبى ها در مشرق زمين اشاره كرده است57.
ج ـ سفرنامه هاى جهانگردان اروپايى در بيت المقدس در روزگار صليبى
1. سايولف58. وى كه از جهانگردان انگليسى و احتمالاً از مردان كنيسه يا از علمانيين است در دهه اول قرن دوازدهم به صفحات شرق مديترانه آمد و طى دو سال (1102 و1103م) در روزگار پادشاهى بلدوين اول آنچه را به عيان ديد, نوشت.
از خواندنيهاى اين سفرنامه, نزاع فاطميها و صليبيها در شهرهاى ساحلى و برترى غيرقابل تصور نيروى درياى فاطمى نسبت به دشمن است59.
2. فتيلوس60. او رئيس خادمان كليساهاى انطاكيه در سال 1200م بود. در سفرنامه او به روابط سياسى و نظامى دولت صليبى بيت المقدس با نيروهاى اسلامى, خصوصاً اتابكان دمشق, به تفصيل اشاره شده است. سفرنامه او از سال 1118 تا 1130م را شامل مى شود61.
3. ژوآن ويرزبورگن62. او جهانگرد آلمانى بود كه در فاصله سالهاى 1160 و 1170 به بيت المقدس رفت و در سفرنامه خود اوضاع سياسى, اقتصادى, نظامى, پزشكى و دينى دولت صليبى بيت المقدس را مورد بررسى قرار داد و به تفصيل از دو گروه شهسواران پرستشگاه (سواران هيكل) و شهسواران مهمان نواز (سواران قديس يوحنا) سخن گفته است. از خواندنيهاى سفرنامه اش درباره دو گروه سابق الذكر انطاعات و ثروتهاى آنها در سرزمين شام است63.
4. بنيامين تطيلى64. او از جهانگردان اسپانيولى و يهودى بود كه از سال 1163 تا 1170م در بيت المقدس حضور داشت. از ويژگيهاى سفرنامه او بررسى وضع يهوديان در شام و فعاليتهاى بازرگانى آنان است, كه تا حدودى از چشم سياحان مسيحى آن روزگار دور مانده بود. توضيح مفصل درباره اسماعيليان و دروزيان لبنانى در آن روزگار و شكوفايى اقتصادى شهرهاى ساحلى شام, خصوصاً شهر صور, از برجستگيهاى سفرنامه اوست65.
5. يوحنافوكاس66. اين سياح كه در حوالى سال 1185م به بيت المقدس رفت, در جزيره كريت و در يك خانواده مذهبى به دنيا آمد.

 

پاورقي:
1. تاريخنگارى براساس سال و زمان را تاريخنگارى حوليات مى نامند. مورخان مسلمان تا قرون پنجم و ششم هجرى بر اين اساس تاريخ نوشته اند; مانند طبرى و ابن الاثير, تاريخنگارى براساس موضوع, كه از اين دوره به بعد در جهان اسلام شايع شده, تاريخنگارى موضوعات ناميده مى شود; مانند تاريخ ابن خلدون.
2. Gabrieli
3. عبدالهادى حائرى, نخستين روياروييهايى انديشه گران ايران با دو رويه تمدن بورژوازى غرب. اميركبير, 1367ش. ص139, نقل از : Gabrieli, Arab Historians, PP. XI - XXXVI; idem, "Arabic Historigraph", P. 98.
4. در جاى ديگر به تفصيل اشاره شده است. ر.ك: مقدمه اى بر تاريخنگارى ابن اثير, اثر نگارنده, آينه پژوهش, ش22.
5. التاريخ الباهر فى الدولة الاتابكية, تحقيق عبدالقادر احمد طليمات. دارالكتب الحديثة, قاهره, ص144.
6. شذرات الذهب, بيروت. ج4, ص147.
7. Amedroz. H. f. )1854 ـ 1917م).
8. نگارنده از اين اثر بهره گرفته است.
9. تاريخنگارى در اسلام, ترجمه و تدوين يعقوب آژند. نشر گستره, تهران, 1361ش. ص150.
10. Cahen: C (مولود 1909م) استاد تاريخ اسلام در دانشگاههاى استراسبورگ و پاريس و از صاحبنظران و كارشناسان جنگهاى صليبى اسـت. او موجز تاريخ حلب يا تاريخ عظيمى را در 1938م به چاپ رسانيد. المستشرقون, ج1,ص342.
11. تاريخنگارى در اسلام, ص151.
12. منسوب به اثارب, قلعه اى در سه فرسخى حلب, بين حلب و انطاكيه. معجم البلدان, ج1, ص89.
13. معجم البلدان, ج1, ص89; معجم الادباء, ج4, ص143; الاعلام, ج2, ص274.
14. تاريخ حلب, ص15, (مقدمه).
15. الاعلام, ج3, ص316.
16. زبدة الحلـب من تاريخ حلب, ابن عديم, تحقيق سامى الدهان. معهد الفرسى للدراسات العربية, دمشق, بى تا.
17. الاعتبار, تحقـيق فيليپ حتى. الدار المتحدة للنشر, بيروت, 1981م. چاپ اول اين كتاب توسـط حتى در 1930م و از طرف دانشگاه پرينستون آمريكا صورت گرفته است.
18. همان گونه كه اشاره شد, اين كتاب با نام تاريخ جنگهاى صليبى و به همراه مقدمه اى توسط نگـارنده ترجمه و توسط سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشـاد اسلامى در سال 1369 منتشر شده است.
19. پس از اجتماع كلرمون, سپاه صليبى در چهار گروه به سمت شرق حركت كرد. يكى از گروهها, سپاه نورماندى بود كه از جنوب ايتاليا به آلبانى, مقدونيه, قسطنطنيه به فرماندهى بوهيموند ره سپرد.
20. با اين نام توسط دكتر حسين محمد عطيه, استاد دانشكده ادبيات دانشگاه طنطاى, ترجمه و در سال 1990 در اسكندريه چاپ شده است.
21. ر.ك: تاريخ جنگهاى صليبى, ترجمه عبدالله ناصرى, ص21. ر.ك: Raimond d Agiles.
22. تاريخ الفرنجة غزاة بيت المقدس, تاليف ريموند اگيل, ترجمه حسين محمد عطيه. دارالمعرفة الجامعية, اسكندريه, 1990م, ص91.
23. Foucher de Chartres.
24. اين كتاب توسط دكتر زياد العسلى و با نام تاريخ الحمله الى القدس, ترجمه و توسطـ دارالشرق بيروت در سال 1990 چاپ شده است.
25. او فقط در يك موضوع لفظ مسلمانان را بدكار گرفته و آن هنگام بازپس گيرى شهر صور است.
26. Albert d Aix
27 . Saint - Remi.
28Reims.
29. العرب والـروم واللاتين, ص19. ژوزف نسيم يوسف, دارالنهصة العربية, بيروت, 1981م.
30. Gauthier.
31. العرب والروم واللاتين, ص20.
32. Anna Comnena.
33 . Mathieu d Edesse.
34 . Michel Le Syrien.
35. تاريخ جنگهاى صليبى, ناصرى, ص59.
36. William of Tyre.
37. تاريخ تمدن, ويل دورانت, ج4, ص1371.
38. حطين, مسيرة التحرير… دار حسّان, دمشق, سهيل زكار, ص18.
39. او معاصر نورالدين زنكى بود و از سال 1163 تا 1174م در بيت المقدس سلطنت كرد.
40. اين آشفتگى به علت ضعف خلافت فاطمى و درگيرى بين ضرغام و شاور دو وزير فاطمى بود.
41. Gesta Amalrioi Regis.
42. تاريخ تمدن, ج4, ص1372.
43. تاريخ جنگهاى صليبى, استيفن را نسيمان, ص24. براى آشنايى بيشتر با سبك تاريخنگارى اين مورخ مشهـور صليبى به مقدمه دوم دكتر سهيل زكار (مترجم عربى كتاب) مراجعه كنيد. اين كتاب با عنوان تاريخ الحروب الصليبية در دو جلد و توسط دارالفكر دمشق در سال 1410هـ چاپ شده است.
44. اين كتاب با نام القديس لويس حياته و حملاته على مصر و السلام توسط دكتر حسن حبشى ترجمه شده و نگارنده از اين ترجمه بهره گرفته است.
45. Jean Sire de Joinville.
46. القديس لويس…, ص7, مقدمه.
47. همان, ص26.
48. Villehardouin.
49. تاريخ جهانى, ش. دولاندلن, ترجمه احمد بهمنش, انتشارات دانشگاه تهران, 1368ش, ج1, ص414.
50. العلاقات الاقتصادية بين الشرق والغرب فى العصور الوسطى, عادل زيتون, دار دمشق للصباعة والنشر, دمشق, ص17.
51. Jacques de Vitry.
52 . Burchard.
53 . Ludolph.
54. (العلاقات الاقتصادية…), ص19.
55. ايران و جهان از مغول تا قاجاريه, عبدالحسين نوائى, نشر هما, ص15.
56. Gregorae, N.
57. (العلاقات الاقتصادية…), ص21.
58. Saewulfi.
59 . Thomas Wright, Early Travels in Palestine, London 1848.
60 . Fetellus.
61. الرحالة الاوروبيّون فى مملكة بيت المقدس الصليبية 1099ـ1187 ميلاديه, محمد مونس احمد عوض, مكتبة مدبولى, قاهره, 1992م.
62. Joannes Wirzburgensis.
63. همان, ص124ـ134.
64. Benjamin of Tudela.
65 . William Wright, Early Travels in Palcstine.
66 . Joannes Phocas .  



پرینت