مرداد 1391
 
شماره : 245
آخرین شماره ها
نشریات دیگر

اهميت شب قدر و راز مخفي بودن آن
عارفی محمد یونس


يکي از زمان¬هايي که در منابع ديني، اهميت فراواني دارد، شب قدر است. در قرآن کريم، شب قدر، بهتر از هزار ماه خوانده شده است. مفهوم واژه¬ي «قدر» در لغت به معناي بيان مقدار چيزي است.1 در جاي ديگري آمده که قدر به معناي اندازه و مقدار هر چيز اعم از زمان، مکان و ... است.2

در معناي طاقت و توانايي نيز کاربرد دارد،3 چنان که در قرآن آمده: «علي الموسع قدره؛ آن کس که توانايي دارد به اندازه¬ي توانايي¬اش»4 اندازه و مقياس هر چيز، و نيز به معناي سخت¬گيري و ضيق گرفتن، از ديگر معاني مورد استعمال اين واژه است.5

«شهيد مطهري» در اين باره مي¬گويد: «قدر به معناي اندازه و تعيين است ... حوادث جهان از آن جهت که حدود، اندازه و موقعيت مکاني و زماني آن¬ها تعيين شده است، مقدور به تقدير الهي است.»6 پس در يک کلام «قدر» به معناي ويژگي¬هاي طبيعي و جسماني چيزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعيت-هاي زمان و مکاني آن¬ها مي¬گردد و تمام موجودات مادي و طبيعي را در بر مي¬گيرد.7

در بيان ديگري از شهيد مطهري آمده است: «تعبير فلسفي قدر، اصل علّيت است. اصل علّيت همان پيوند ضروري و قطعي حوادث با يک¬ديگر [است] و اين که هر حادثه¬اي تحتّم و قطعيت ضروري و قطعي خود و نيز تقدير و خصوصيات وجودي خود را از امر يا اموري مقدم بر خود گرفته است. اصل عليت عمومي و نظام اسباب و مسببات، برجهان و جميع وقايع و حوادث جهان حکم¬فرماست. و هر حادثي، ضرورت و قطعيت وجود خود و نيز شکل و خصوصيت زماني و مکاني و ساير خصوصيات وجودي¬اش اين را از علل متقدمه¬ي برخود کسب کرده و يک پيوند ناگسستني ميان گذشته، حال و آينده ميان هر موجودي و علل متقدمه¬ي اوست.»8

در بيان ديگري آمده است که قدر يعني ويژگي هستي و وجود هر چيز و چگونگي آفرينش آن. به عبارت ديگر اندازه و محدوده¬ي وجودي هر چيز «قدر» نام دارد.9

اين معنا از روايات نيز استفاده مي¬شود. چنان که از امام صادق(ع) پرسيده شد: «فما معني قدر؛ معناي قدر چيست؟» امام فرمود: «تقدير الشييء من طوله و عرضه؛ اندازه¬گيري هر چيز اعم از طول و عرض آن است.»10 در روايت ديگري آمده است که امام رضا(ع) در بيان معناي قدر فرمود: «هو الهندسه من الطول و العرض و البقاء؛ اندازه¬ي هر چيز اعم از طول و عرض و بقاي آن است.»11

بنابراين تقدير الهي اين است که در جهان مادي، آفريده¬ها از حيث هستي و آثار و ويژگي¬هاي¬شان محدوده¬اي خاص داشته باشند. اين محدوده با امور خاص مرتبط است. اموري که علت¬ها و شرايط مخلوقات محسوب مي¬شوند و به دليل اختلاف علل و شرايط هستي، آثار و ويژگي¬هاي موجودات مادي نيز متفاوت است. هر موجود مادي به وسيله¬¬ي قالب¬هايي از داخل و خارج اندازه¬گيري مي¬شود. اين قالب، حدود مادي آن شيء (يعني طول، عرض، شکل، رنگ و موقعيت مکاني و زماني و ساير عوارض و ويژگي¬ها) به¬شمار مي¬آيد. پس معناي تقدير الهي در موجودات مادي يعني هدايت آن¬ها به¬سوي مسير هستي¬شان که براي آن¬ها مقدر گرديده و با آن قالب¬گيري شده¬اند.12

چرا آن را «شب قدر» مي¬نامند؟

1. زيرا تمام حوادثي که قرار است در طول سال در جهان هستي و همچنين در زندگي انسان-ها، اتفاق بيافتد، در اين شب تقدير، اندازه-گيري، تصويب و امضا مي¬شود. چنان که از امام باقر(ع) نقل شده است: «يقدر في ليله القدر کل شييء يکون في تلک السنه الي مثلها من قابل من خير و شر و طاعه و معصيه و مولود، او اجل او رزق، فما قدر في تلک السنه و قضي فهو المحتوم؛ همه¬ي چيزهايي که بناست در طول اين سال ابتداي سال آينده اتفاق بيفتد، در اين شب اندازه¬گيري و مشخص مي¬گردد. اعم از کارهاي خير و نيکي، شر  و بدي، طاعت و معصيت خدا، تولد، مرگ و روزي. بنابراين هر چيزي که در اين شب قدر مقدر و اندازه¬گيري و امضا شود، حتمي خواهد بود.»13

در روايت ديگري از طريق اهل سنت نيز به همين وجه اشاره گرديده است: «انّ الله قدّر ما يکون في ملک السنه من مطر او رزق  و احياء و اماته الي مثل هذه الليله من السنه الاتيه؛ خداوند آن چه از باران، روزي، تولد و مرگ و مير در طول سال و تا شب قدر آينده اتفاق مي¬افتد، در اين شب تقدير و اندازه¬گيري مي¬کند.»14

همچنين اين دليل را آيات قرآن نيز تأييد مي-کند چنان¬ که خداوند در يکي از آيات مي-فرمايد: «فيها يفرق کل امر حکيم؛ در آن شب هر امري براساس حکمت (الهي) تدبير و جدا مي-گردد.»15

معناي آيه اين است که تمام امور در اين شب براساس حکمت الهي محکم مي¬گردد؛ به گونه¬اي که هيچ گونه کم و زيادي در آن رخ نمي¬دهد. در اين شب روزي¬ها در ميان روزي¬خوران الهي تقسيم و اجل¬ها و مدت عمر انسان¬ها مشخص و تمام اموري که مقرر است در جهان آفرينش و همچنين در زندگي انسان¬ها اتفاق بيفتد، معين مي¬گردد.

2. قدر به معناي شرافت و عظمت نيز استفاده شده.16 اين شب را به اين دليل قدر ناميده¬اند که داراي شرافت و عظمت است. اگر شب نزول قرآن، «قدر» ناميده شده به¬دليل اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن داشته و عنايتي که به عبادت متعبدان در اين شب شده است.17

3. در شب قدر، فرشتگان زيادي به زمين فرود مي¬آيند، تا آن جا که محيط زمين تنگ مي¬گردد. در اين وجه، واژه¬ي «قدر» به معناي تنگ شدن اطلاق گرديده است.18 چنان که در قرآن کريم نيز به همين معنا استعمال شده: «فمن قدر عليه رزقه؛ آن¬ها که تنگ¬دست هستند از آن¬چه که خدا به آن¬ها انفاق نمايد.»19

زمان شب قدر

از منابع اسلامي به¬ويژه شيعه، استفاده مي¬شود که شب قدر در ماه مبارک رمضان، قرار دارد.

اين مطلب را آيات قرآن و روايات اهل بيت(ع) تأييد مي¬کنند؛ چرا که خداوند در يک¬جا مي-فرمايد: «ما قرآن را در ماه رمضان نازل کرديم.»20 و در جاي ديگر مي¬فرمايد: «انّا انزلناه في ليله القدر، قرآن را در شب قدر نازل کرديم.»22 که مقتضاي جمع ميان اين دو آيه اين است که شب قدر در ماه مبارک رمضان واقع شده است. قرار گرفتن شب قدر در ماه مبارک رمضان، فضيلت بزرگي براي اين ماه شريف است. زيرا عبادت در آن شب از طاعات هزار ماه بهتر است و درک اين فضيلت تنها در ماه مبارک رمضان امکان¬پذير است.

روايات اهل بيت(ع) نيز وجود شب قدر در ماه رمضان را تأييد مي¬کند چنان که امام صادق(ع) در اين رابطه مي¬فرمايد: «فغّزه الشهور شهر الله عزّ ذکره و هو شهر رمضان و قلب شهر رمضان ليله القدر؛ گرامي¬ترين ماه، ماه خداست که ماه رمضان است و قلب رمضان، شب قدر است.»22

همچنين به نقل از پيامبر اکرم(ص) اسلام آمده است که خطاب به مردم فرمودند: «ايها الناس انه قد اظلّکم شهر فيه ليله خير من الف شهر و هو شهر رمضان ...؛ اي مردم به شما ماهي سايه افکنده که در آن شبي قرار دارد که از هزار ماه بهتر است و آن ماه، ماه رمضان است.»23

اما اين که کدام  يک از شب¬هاي ماه مبارک رمضان، شب قدر است، در روايات اسلامي اختلاف است. مي¬توان روايت¬ها را به سه دسته تقسيم نمود (گرچه خارج از اين سه گروه نيز رواياتي وجود دارد.) به¬طور اجمال به برخي از آن اشاره مي-شود:

گروه اول:

 رواياتي است که يکي از سه شب را به¬عنوان شب قدر معرفي مي¬کند چنان که آمده است: «عن ابي علي قال: سئلت اباعبدالله(ع) عن ليله القدر؟ قال: اطلبها في تسع عشر و احدي و عشرين و ثلاث و عشرين؛ راوي مي¬گويد از امام صادق(ع) در مورد شب قدر پرسيدم. امام فرمود: شب قدر را در نوزدهم و بيست و يکم و بيست و سوم جست¬وجو کن.»24

باز هم در روايت ديگري آمده است که شخص از امام صادق(ص) پرسيد: «الليالي التي يرجي فيها من شهر رمضان؟ فقال: تسع عشره و احدي و عشرين و ثلاث و عشرين» راوي پرسيد: در کدام شب از شب-هاي رمضان اميد مي¬رود که شب قدر باشد؟ امام صادق(ع) در جواب فرمود: «نوزدهم، بيست و يکم، بيست و سوم.»25

در تعبير ديگري از امام صادق(ع) آمده است: «التقدير في ليله تسع عشر و الابرام في ليله

احدي و عشرين و الامضاء في ليله ثلاث و عشرين تقدير و اندازه¬گيري در شب نوزدهم و ابرام و محکم شدن در شب بيست و يکم و امضاء در شب بيست و سوم است.»26

براساس اين دسته روايات، شب قدر يکي از اين سه شب در ماه مبارک رمضان است و کساني که به¬دنبال درک فضيلت شب قدر هستند بايد آن را در اين سه شب جست¬وجو کنند و براي اطمينان بيش¬تر به درک اين فضيلت لازم است هر سه شب را به عبادت بپردازند.

گروه دوم:

دسته¬ي دوم از روايات در اين رابطه، دلالت بر اين دارد که شب قدر يکي از دو شب يعني بيست و يکم و بيست و سوم است و براي درک شب قدر بايد در اين دو شب به عبادت و دعا پرداخت چنان که «فضل بن يسار» از امام جواد(ع) نقل مي¬کند: «کان ابوجعفر(ع) اذا کان ليله احدي و عشرين و ليله ثلاث و عشرين اخذ في الدعاء حتي يزول الليل فاذا ز الليل صلي؛ امام جواد(ع) در شب بيست و يکم و بيست و سوم تا صبح به دعا مي¬پرداخت.»27

در روايت آمده است که زراره از امام باقر(ع) در مورد شب قدر پرسيد و امام باقر(ع) در جواب فرمود: «هي احدي و عشرين او ثلاث و عشرين شب بيست و يک و يا بيست و سه.»28

امام صادق(ع) نيز در جواب کسي که از شب قدر پرسيد فرمود: «هي ليله احدي و عشرين او ليله ثلاث و عشرين شب بيست و يکم و يا بيست و سوم شب قدر است.»29

براساس مفاد اين دو گروه از روايات شب قدر يکي از اين دو شب يعني بيست و يکم و بيست و سوم است و بايد شب قدر را در ميان اين دو شب دنبال کرد و براي اطمينان به درک شب قدر بهتر است اين دو شب را به عبادت دعا و شب زنده¬داري پرداخت تا احتمال دست¬يابي به فضيلت شب قدر بيش¬تر گردد و درصد احتمال درک شب قدر زيادتر گردد.

گروه سوم:

دسته¬ي سوم از روايات به اين مطلب تأکيد دارد که احتمال شب بيست و سوم ماه رمضان براي اين منظور بيشتر است؛ چنان که در روايتي از امام باقر(ع) چنين نقل شده است: «ان الجهني اتي النبي(ص) فقال: يا رسول الله ان لي ابلاً و غنماً و غلّه (قلمه) فاحب ان تأمر بليله ادخل فيها فأشهد الصلوه و ذلک في شهر رمضان فدعاه رسول الله(ص) فسارّه في اذنه فکان الجهني اذا اکان ليله ثلاث و عشرين دخل بابله و غنمه و أهله الي مکانه؛ مردي به نام «جهني» خدمت پيامبر اکرم(ص) آمد و عرض کرد: يا رسول الله من داراي گوسفند و شتر هستم. دوست دارم  دستور  بدهي که يک شب را در ماه رمضان وارد شهر مدينه شوم و خدا را عبادت کنم. پيامبر(ص) در حق او دعا کرد و به گوش او چيزي گفت و آن مرد از خدمت پيامبر خارج شد. بعدها مردم مي¬ديدند که آن مرد در شب بيست و سوم ماه رمضان با شتران، گوسفندان و اهل و عيال خود وارد مدينه مي¬شد.»30

براساس اين حديث مرد جهني به پيامبر عرض مي¬کند که من به¬دليل اين که گله¬دار و صحرانشين هستم هميشه نمي¬توانم در نماز جماعت شما در مدينه شرکت نمايم. از شما خواهش مي¬کنم که به من دستور دهيد که در طول سال يک شب را به مدينه آمده، در نماز جماعت شما شرکت نمايم؛ و البته دوست دارم  آن شب در ماه رمضان باشد. پيامبر به گوش او چيزي گفت. بعدها مردم مي¬ديدند آن مرد در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان با دام¬ها و حيوانات خود وارد مدينه مي¬شد و در مسجد پيامبر به نماز و عبادت مشغول مي¬گشت. اين عمل پيامبر و رفتار آن مرد اين احتمال را تقويت مي¬کند که شب قدر همان شب بيست و سوم باشد.

البته علاوه بر اين سه گروه رواياتي ديگري نيز وجود دارد که برخي از شب¬هاي ديگر را به¬عنوان شب قدر معرفي مي¬کند که علما به آن¬ها اعتنا نکرده-اند.

ديدگاه اهل سنت

از جمله مواردي که در کتب روايي و تفسيري اهل سنت در مورد آن اختلاف نظر وجود دارد و سرانجام اجماع عالمان اين مذهب بر آن مهر خاتمه مي¬نهد، موضوع جايگاه زماني شب قدر است. به¬عنوان نمونه «فخر رازي» در اين رابطه هشت قول بيان مي¬دارد و در نهايت يکي از آن¬ها را تقويت مي¬کند: «در تعيين شب قدر در ميان علماء اختلاف وجود دارد. شب اول، شب هفدهم، شب يازدهم، شب بيست و سوم، بيست و چهارم و بيست و پنجم، بيست و هفتم و نهم و ... آن چه نظر بيشتر علما بر آن قرار دارد، بيست و هفتم است.»31

در بيان ديگري آمده است: «بعضي آن را شب بيست و يکم رمضان مي¬انگارند و برخي آن را شب بيست و هفتم رمضان مي¬دانند و بعضي¬ها آن را شب¬هاي ده-گانه¬ي آخر ماه رمضان مي¬شمارند و برخي آن را در ماه رمضان به¬طور کلي مي¬دانند. به هر حال شب قدر شبي از شب¬هاي رمضان است.»32

در روايات اهل سنت نيز احتمالات زيادي بيان گرديده است: از پيامبر نقل شده است که شب قدر بيست و يکم ماه رمضان، بيست و سوم ماه رمضان، بيست و پنجم ماه رمضان، بيست و هفتم ماه رمضان و آخر ماه رمضان است.33

از «ابن عباس» نقل شده: «التمسوا ليله القدر في اربع و عشرين؛ شب قدر را در بيست و چهارم ماه رمضان بجوييد.»34

عن النبي(ص): التمسوها في العشر الا و آخر في کل وتر؛ شب قدر را در ده شب آخر و در هر شب فرد آن بجوييد.»35

«انس بن مالک» مي¬گويد: «التمسوا ليله القدر في اول ليله من رمضان و في تسعه و احدي عشره و في احدي و عشرين و في آخر ليله من رمضان؛ شب قدر را در شب اول ماه رمضان، و نهم ماه رمضان، در يازدهم ماه رمضان، در بيست و يکم رمضان و در آخر شب رمضان جست¬وجو کنيد.»36

در بيان ديگر آمده: «کان رسول الله يقول: تحرّوا اليله القدر في العشر الا و آخر من رمضان؛ شب قدر را در ده شب آخر ماه رمضان بجوييد.»37

در نقل ديگري آمده است: «قدر روي عن الي بن کعب انه کان يحلف انها ليله سبع و عشرين يقول: اخبرنا رسول الله بذلک بعلامتها فعدّدناه حفظنا؛ «الي بن کعب» گفته است که قسم مي¬خورد که شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر است. او مي¬گفت که پيامبر اکرم(ص) علامت¬هاي شب قدر را براي¬مان بيان کرده بود و ما محاسبه کرديم و آن علامت را در شب بيست و هفتم ماه رمضان يافتيم.»38

از عبدالله بن مسعود نيز نقل شده که شب قدر در ماه رمضان و در شب بيست و هفتم آن قرار دارد.39

عبدالله بن عمر به نقل از پيامبر گفت: «التمسوا ليله القدر ليله سبع و عشرين، شب قدر را در بيست و هفتم ماه رمضان بجوييد.»40

از مجموع آن¬چه بيان گرديد استفاده مي¬شود که علماي اهل سنت در زمان شب قدر اختلاف زيادي دارند. در نهايت به اين نتيجه مي¬توان رسيد که – از نظر اهل سنت - شب قدر در ماه مبارک رمضان و در دهه¬ي آخر آن قرار دارد. از ميان احتمالاتي که در اين رابطه داده شده، احتمال اين که شب بيست و هفتم ماه رمضان شب قدر باشد بيش¬تر تقويت شده که در اين رابطه شواهد مؤيدي نيز بيان گرديد.

عموميت شب قدر

از مباحث ديگري که به شب قدر ارتباط دارد، اختصاص به دوره¬ي خاص و يا عموميت آن به همه¬ي دوره¬هاست. از نظر منابع شيعه، شب قدر عموميت داشته، در هر سال براي هميشه¬ي تاريخ وجود دارد. چنان که از امام باقر(ع) نقل شده است: «نعم ليله القدر و هي في کل سنه في شهر رمضان في العشر و الاخر فلم ينزل القرآن الا في ليله القدر؛ بله شب قدر در هر سال و در ماه رمضان در دهه¬ي آخر ماه آن وجود دارد و قرآن نازل نشده جز در شب قدر.»41

در روايت ديگري به نقل از «اباذر» آمده: «قال: قلت يا رسول الله! ليله القدر هي شييء تکون علي عهد الانبياء، ينزل فيها، فاذا قبضوا رفعت؟ قال: لا بل هي الي يوم القيامه؛ ابوذر مي¬گويد: اي رسول خدا شب قدر تنها در عصر پيامبران است و با رحلت آنان شب قدر نيز برداشته مي¬شود؟ پيامبر فرمود: نه، اين گونه نيست، بلکه شب قدر تا روز قيامت ادامه دارد.»42

با توجه به اين دو روايت مي¬توان گفت که شب قدر اختصاص به دوره¬اي نداشته بلکه در همه¬ي دوران و اعصار تاريخ وجود خواهد داشت و هر سال در ماه رمضان تکرار مي¬گردد.

راز مخفي بودن شب قدر

يکي از اموري که در ارتباط با شب قدر، قابل توجه است مخفي بودن شب قدر، در ميان شب¬¬هاي ماه مبارک رمضان، به¬خصوص دهه¬ي آخر آن است. در بيان راز مخفي داشتن شب قدر حکمت¬هايي از سوي دانشمندان اسلامي بيان گرديده است: «فايده¬ي مخفي داشتن اين شب آن است که مردم به عبادت خدا تلاش بيشتري کرده، به طمع درک شب قدر، تمام شب¬هاي ماه رمضان را احيا بدارند. چنان که خداوند نماز «وسطي» را در ميان نمازهاي پنج¬گانه مخفي داشته و نام «اعظم» خود را در ميان نام¬هايش و ساعت استجابت دعا را در ميان ساعت¬هاي روز جمعه پنهان نگاه داشته است.»43

در بيان ديگري در اين ارتباط آمده است: «شايد انگيزه¬ي مخفي داشتن شب قدر اين باشد که کسي که اراده¬ي درک شب قدر را دارد، شب¬هاي زيادي را به اميد درک شب قدر شب¬زنده¬داري مي¬نمايد؛ در نتيجه، عبادت او زياد و اجر و پاداش او افزايش يابد.»44

چنان که خداوند رضاي خود در ميان انواع طاعات خود پنهان نموده تا مردم به همه¬ي طاعات الهي روي آورند؛ غضب و خشم خود را در ميان گناهان پنهان کرده تا از همه¬ي گناهان بپرهيزند. دوستان خود را در ميان مردم پنهان کرده تا مردم به همه¬ي انسان-ها احترام بگذارند؛ اجابت¬ دعاها را در ميان دعاها پنهان کرده تا مردم به همه¬ي دعاها رو آورند. و وقت مرگ را نيز مخفي داشته تا انسان¬ها در همه حال، آمادگي مرگ را داشته باشند.45

نکته¬ي ديگري که در بيان فلسفه¬ي مخفي داشتن شب قدر بيان شده، اين است: «وان لايتکل الناس عند اظهارها علي اصابه الفضل فيها فيفرّ طوافي غيره؛ راز مخفي داشتن شب قدر اين است که مردم تنها به فضيلتي که از ناحيه¬ي درک شب قدر نصيب¬شان شده اکتفا نکنند که در انجام ساير وظايف خودشان کوتاهي نمايند.»46

بنابراين يکي از رازهاي مخفي ماندن شب قدر مصون داشتن انسان¬ها از دچار شدن به عجب و غرور است. زيرا اگر شب قدر معلوم باشد ممکن است، کسي با شب زنده¬داري در آن دچار  عجب شده، در انجام ساير تکاليف خود کوتاهي نمايد.

شايد يکي از رازهاي مخفي بودن شب قدر در ميان چند شب اين باشد که اگر کسي به شب زنده¬داري و عبادت در يکي از آن شب¬ها موفق نشد، نااميد نشده، شب ديگري را به اميد درک فضيلت شب قدر به عبادت و شب زنده¬داري بپردازد. بدون شک اين امر مي¬تواند يکي از الطاف الهي و از جلوه¬هاي تسهيل و آسان-گيري خداوند به بندگانش باشد. خداوند شب قدر را در ميان چند شب مخفي داشت تا فرصت بيش¬تري به بندگان براي درک شب قدر داده شود و آن¬ها به اميد دست يافتن به فضيلت شب قدر، شب¬هاي بيشتري را به عبادت و راز و نياز با خداوند مشغول شوند.

اهميت شب قدر

آغاز سال

يکي از دلايل اهميت شب قدر آن است که تمام امور هستي و برنامه¬هاي مربوط به زندگي انسان در شب قدر تقدير و اندازه¬گيري شده، به امضاي حجت خدا به¬عنوان قطب عالم امکان مي¬رسد و تا شب قدر آينده براساس آن تقدير و اندازه¬گيري، اداره مي¬شود. با توجه به اين بينش، شب قدر آغاز سال بوده، به اين دليل اهميت زيادي دارد. چنان که از امام باقر(ع) نقل شده است: «يقدر في ليله القدر کل شييء يکون في تلک السنه الي مثلها من قابل من خير و شر و طاعه و معصيه و مولود و اجل او رزق فما قدر في تلک السنه و قضي فهو المحتوم؛ تمام امور سال تا شب قدر آينده، در شب قدر، تقدير، اندازه¬گيري و امضا مي¬گردد. هر خير و شر، طاعت و معصيت، تولد و مرگ و روزي افراد، همه در اين شب معين مي¬گردد. آن¬چه در [شب قدر] اين سال تقدير و امضا گرديد، حتمي مي¬شود.»47

در بيان ديگري از امام صادق(ع) آمده است: «ليله القدر هي اول السنه و هي آخرها؛ شب قدر آغاز سال و پايان آن است.»48 در روايت ديگر آمده است: «ليله القدر هي اول السنه؛ شب قدر آغاز سال است.»49

امام صادق(ع) فرمود: «رأس السنه ليله القدر يکتب فيها ما يکون من السنه الي السنه؛ شب قدر آغاز سال است و حوادث جهان تا سال آينده و تا شب قدر آينده نوشته مي¬شود.»50

شب ولايت

يکي از ديگر امتيازات شب قدر آن است که شب ولايت اميرمؤمنان(ع) است. براساس آن¬چه از روايات اسلامي برمي¬آيد، در کنار ساير امور هستي که در شب قدر تقدير، اندازه¬گيري و امضا مي¬گردد، ولايت اهل بيت نيز در اين شب مقدر و امضا گرديده است. چنان که «مفضل بن عمر» نقل مي¬کند: «ذکر عند ابي عبدالله انّا انزلناه في ليله القدر. قال: ما أبين فضلها علي السور! قال: قلت: و ايّ شييء فضلها؟ قال: نزلت ولايه اميرالمؤمنين فيها. قلت: في ليله القدر التي نرتجيها في شهر رمضان؟ قال: نعم؛ هي ليله قدّرت فيها السموات و الارض و قدّرت فيها ولايه اميرالمؤمنين فيها؛ در محضر امام صادق(ع) بوديم و سخن از سوره¬ي قدر به ميان آمد. امام فرمود: فضيلت سوره¬ي قدر بر ساير سوره¬ها آَشکار است. عرض کردم: فضيلت سوره¬ي قدر چيست؟ امام فرمود: در شب قدر ولايت اميرمؤمنان نازل شده است. پرسيدم: در همان شب قدري که اميدواريم در ماه رمضان باشد؟ امام فرمود: بله. همين شب قدري که در ماه رمضان قرار دارد؛ شبي است که در قرآن آسمان و زمين و ولايت اميرمؤمنان تقدير و امضا شده است.»51

در روايت ديگري از امام علي(ع) آمده که فرمود: رسول خدا خطاب به من فرمود: «يا علي اتدري ما معني ليله القدر؟ فقلت: لا، يا رسول الله فقال: ان الله تعالي قدّر فيها ما هو کائن الي يوم القيامه فکان فيما قدّر ولايتک و ولايه الائمه عليهم السلام من ولدک الي يوم القيامه، اي علي آيا مي¬داني معناي شب قدر چيست؟ من عرض کردم نه اي رسول خدا. پيامبر فرمود: خداوند متعال در اين شب آن¬چه که تا روز قيامت اتفاق خواهد افتاد، تقدير و اندازه¬گيري مي¬کند. در ميان اموري که در اين شب مقدر مي¬گردد، ولايت تو و ولايت اماماني از فرزندان تو تا روز قيامت نيز هست.»52

براساس اين روايات اين شب، شب ولايت اهل بيت(ع) است چرا که ولايت ايشان در اين شب مقدر گرديده است. فرشتگان نيز در اين شب به محضر امام زمان(عج)، نازل مي¬گردند.

تعيين سرنوشت

شايد هيچ چيزي براي انسان¬ها، مهم¬تر از سرنوشت آنان نباشد. همه¬ي آدم¬ها دوست دارند سرنوشت خوب داشته، در زندگي خوش¬بخت و سعادت¬مند باشند.

با توجه به ابديت زندگي در جهان آخرت، خوش¬بختي و سعادت¬مندي در آن، براي همه¬ي انسان¬ها، به¬ويژه باورمندان به جهان آخرت اهميت فراواني دارد.

از آن¬جا که بين زندگي دنيا و آخرت پيوند و ارتباط عميقي وجود دارد طبيعي است که خوش¬بختي در زندگي دنيا، در سعادت¬مندي جهان آخرت نيز تأثيرگذار است. براساس آيات و روايات اسلامي در شب قدر سرنوشت انسان¬ها در اين دنيا تقدير و اندازه¬گيري مي¬گردد. بنابر اين، اين مقدرات نه تنها در دنيا که در آخرت نيز تأثيرگذارند.

نزول فرشتگان

يکي از مهم¬ترين روي¬دادهاي شب قدر نازل شدن فرشتگان است. براساس آيات و روايات اسلامي، در شب قدر فرشتگان زيادي به اذن پروردگار فرود مي¬آيند. «تنزل الملائکه و الروح فيها باذن ربهم من کل امر؛ فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان براي هر کاري نازل مي¬شوند.»53

در روايات اهل بيت(ع) نيز اين امر مورد تأکيد قرار گرفته است، چنان که ابن عباس از پيامبر اکرم(ص) نقل کرده است: «اذا کان ليله القدر، تنزل الملائکه الذين هم سکان سدره المنتهي و منهم جبرئيل فينزل جبرئيل و معه ألويه، ينصب لواء منها علي قبري و لواء علي بيت المقدس و لواء علي مسجد الحرام و لواء علي طور سينا و لايدع مؤمناً و لامؤمنه الا سلام عليه الا من مدن الخمر و آکل لحم الخنزير؛ هر گاه شب قدر شود فرشتگاني که ساکنان سدره المنتهي هستند و يکي از آنان جبرئيل است نازل مي¬شوند. هنگامي که جبرئيل نازل مي¬شود، پرچم¬هايي در دست دارد. يکي از آن پرچم¬ها را بر روي قبر من و بقيه را در بيت المقدس، مسجدالحرام و طور سينا نصب مي¬کند. هيچ مؤمني را فروگذار نمي¬کند مگر اين که بر او سلام مي¬کند. جز شراب-خواران و خورندگان گوشت خوک.»54

در روايت ديگري از باقرين(ع) آمده است: «تنزل فيها الملائکه و الکتبه الي السماء الدنيا فيکتبون ما يکون في امرا سنه و ما يصيب العباد؛ در شب قدر فرشتگان و نويسندگان به¬سوي آسمان دنيا فرود مي¬آيند و آن چه از امور و حوادث سال و چيزهايي که به بندگان در طول سال اصابت مي¬کند، مي¬نويسند.»55

مفسران اسلامي نيز به اين امر تأکيد ورزيده¬اند: «فرشتگان به¬ويژه جبرئيل با اجازه¬ي پروردگارشان نازل مي¬گردند و اين قرآن را با خود همراه دارند. در ميان آسمان و زمين پخش مي¬شوند و در اين جشن جهاني شرکت مي¬کنند. جشني که واژگان اين سوره¬ (¬ي-قدر) آن را به طرز شگفت¬آميزي به تصوير کشيده است.»56

در شب قدر روح و جبرئيل و گروهي از فرشتگان که جز در اين شب ديده نشده¬اند و ساير فرشتگان آنان را نديده¬اند، به¬سوي زمين فرود مي¬آيند. فرود آنان به¬دليل اموري است که خداوند براي اداره¬ي جهان هستي تا شب قدر آينده مقدر کرده، است. فرشتگان در اين شب بر هر انسان مؤمن و مؤمنه¬اي که عبور مي¬کند، سلام مي¬نمايند.57

براساس روايات شيعه فرشتگان در شب قدر به محضر امام معصوم(ع) که حجت و ولي خداست مشرف مي¬شوند. چنان که از امام باقر(ع) نقل شده که فرمود: «يا ابا هذيل انا لا نخفي علينا ليله القدر انّ الملائکه لطوفون بنا فيها؛ اي «ابا هذيل» شب قدر از ما پوشيده نيست، زيرا در شب قدر فرشتگان در اطراف، طواف مي¬کنند.»58

نزول قرآن

از امتيازات مهم شب قدر، نازل شدن قرآن به¬عنوان نسخه¬ي شفابخش و کامل¬ترين قانون براي اداره¬ي زندگي بشر است. در منابع اسلامي آيات و روايات زيادي وجود دارد، که اين امر را تأييد مي¬کند. در قرآن کريم سه آيه در اين رابطه وجود دارد که از جمع ميان آن¬ها، مي¬توان به اين نتيجه رسيد که قرآن کريم در شب قدر نازل شده است. در سوره¬ي بقره مي¬فرمايد: «شهر الرمضان انزل القرآن هدي للناس و بيّنات من الهدي و الفرقان ... ؛ ماه رمضان ماهي است که قرآن براي راه¬نمايي مردم و نشانه¬هاي هدايت و فرق ميان حق و باطل نازل شده است.»59

در سوره¬ي دخان مي¬فرمايد: «انّا انزلناه في ليله المبارکه ... ؛ به درستي که ما آن را در شب پربرکتي نازل کرديم.»60

در سوره¬ي مبارکه¬ي قدر مي¬فرمايد: «انّا انزلناه في ليله القدر ... ؛ ما قرآن را در شب قدر نازل کرديم.»61

جمع اين سه آيه به اثبات مي¬رساند که نزول قرآن را در شب قدر بوده است. براساس اين آيات شريفه¬ قرآن کريم که مائده¬ي بزرگ آسماني است، در شب قدر نازل شده است.

ابن عباس مي¬گويد: « خداوند قرآن را به¬طور يک¬جا از لوح محفوظ به¬سوي آسمان دنيا در شب قدر نازل کرد و سپس جبرئيل آن را در طول بيست و سه سال به¬تدريج نازل مي¬کرد.»62 در بيان ديگري آمده که آغاز نزول قرآن در شب قدر بوده است.63

برتر از هزار ماه

يکي از ويژگي¬هاي شب قدر برتري عبادي آن است. براساس آن¬چه به¬طور صريح در قرآن آمده، شب قدر بر هزار ماه برتري دارد. «ليله القدر خير من الف شهر»64

از امام صادق(ع) پرسيده شد: «کيف تکون ليله القدر خير من الف شهر؟ قال: العمل فيها خير العمل في الف شهر ليس فيها ليله القدر؛ چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ امام فرمود: «عمل در آن بهتر از عمل در هزار ماهي است که در آن، شب قدر وجود ندارد.»65

در بيان ديگري از امام باقر(ع) در تفسير: «ليله القدر خير من الف شهر» آمده است: «العمل الصالح فيها من الصلوه و الزکاه و انواع الخير، خير من العمل في الف شهر ليس فيها ليله القدر و و لولا يضاعف الله تبارک و تعالي للمؤمنين ما بلغوا و لکنه الله يضاعف لهم الحسنات؛ رفتار شايسته¬اي مانند نماز، زکات و انواع کارهاي نيک ديگر در شب قدر بهتر است از انجام اين کارها، در هزار ماهي که شب قدر در آن وجود ندارد. اگر خداوند اجر و پاداش عمل بندگان خود را افزايش نمي¬داد، هرگز عمل يک شب به عمل هزار ماه نمي¬رسيد. ولي خداوند نيکي¬هاي بندگان خود را چند برابر نموده است.»66

شب قدر آغاز سال جديد و پايان سال گذشته است. شب قدر شبي است که سرنوشت انسان¬ها در همه¬ي هستي، تقدير و اندازه¬گيري مي¬شود. در شب قدر فرشتگان رحمت الهي به زمين فرود آمده، به حجت الهي و به تبع آن وجود مقدس، به ساير مؤمنان سلام مي¬کنند. شب قدر، شب ولايت الهي و اولياي اوست. در شب قدر مهم¬ترين نعمت خداوند يعني قرآن مقدس نازل شده است، و سرانجام، عبادت و راز و نياز با خدا و انجام کارهاي نيک در اين شب بهتر از انجام اين گونه رفتارها در هزار ماهي است که شب قدر در آن وجود ندارد.

1. راغب اصفهاني، مفردات الفاظ القرآن، ص65.

2. مصطفي رحيمي¬نيا، ترجمه¬ي مفردات راغب، ص255.

3. کتاب العين، ج5، ص77.

4. بقره، آيه¬ي 236.

5. فخرالدين طريحي، مجمع البحرين، ج3، ص447.

6. مرتضي مطهري، انسان و سرنوشت، ص57.

7. همان، ص؟

8. مرتضي مطهري، پيشين، ص55.

9. محمدحسين طباطبايي، الميزان، ج19، ص103.

10. احمد بن خال دبرفي، المحاس، ج1، ص244.

11. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج5، ص125.

12. محمدحسين طباطبايي، الميزان، ص101-103.

13. محمد يعقوب کليني، فروع کافي، ج7، ص625.

14. فخر رازي، التفسير الکبير، بيروت داراحياء التراث العربي، [بي¬تا]، ج32، ص28.

15. دخان، آيه¬ي 4.

16. فخر رازي، تفسير الکشفاف، ج32، ص28.

17. محمدحسين طباطبايي، الميزان، ترجمه¬ي محمدباقر موسوي، ج2، ص562.

18. فخر رازي، تفسير الکبير، ج32، ص28.

19. انفاق، آيه¬ي 6.

20. فضل طبرسي، مجمع البيان، ج9، ص103.

21. بقره، آيه¬ي 185.

22. قدر، آيه¬ي 1.

23. محمد حرعاملي، وسايل الشيعه، ج10، ص305.

24. همان، ص407.

25. همان، ص361.

26. همان، ص385.

27. همان، ص354.

28. همان، ص356.

29. همان، ص351.

30. همان، ص360.

31. فخر رازي، تفسير الکبير، ج32، ص30.

32. سيد قطب، في ظلال القرآن، ترجمه¬ي مصطفي حرم دل تهران، نشر احسان، چاپ دوم، 1387، ج6، ص912.

33. محمد بن عيسي بن سوره، سنن ترمذي، بيروت دارالکتب العربي، چاپ اول 1426، ه. ق، ص250.

34. جلال الدين سيوطي، الدرالمنثور، ج6، ص633.

35. همان، ص25.

36. جلال الدين سيوطي، الدرالمنثور، ج6، ص632.

37. محمد بن حجاج نيشابوري، صحيح مسلم، بيروت دارالفکر، چاپ اول، 1421ه.ق، ص536.

38. محمد بن عيسي بن سوره، پيشين، ص250.

39. همان، 251.

40. جلال الدين سيوطي، الدرالمنثور، ج6، ص634.

41. محمد يقعوب کليني، فروع کافي، ج7، ص625.

42. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص604.

43. همان، ص408.

44. محمد بن عمر زمخشري، الکشاف، بيروت دارالفکر، 1426ه.ق، ج4، ص273.

45. ناصر مکارم، تفسير نمونه، ج27، ص190.

46. محمد بن عمر زمخشري، الکشاف، ج4، ص273.

47. محمديعقوب کليني، فروع کافي، ج7، ص625.

48. همان، ص631.

49. ابن ابي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج14، ص60.

50. محمد بن علي بابويه، صدوق معاني الاخبار، تهران مکتبه صدوق، 1371ه.ق، ص316.

51. محسن فيض کاشاني، تفسير صافي، مؤسسه¬ي الاعلمي للمطبوعات، چاپ دوم1402 ه.ق، ج5، ص351.

52. قدر، آيه¬ي 4.

53. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص409.

54. محمد بن يعقوب کليني، فروع کافي، ج7، ص623.

55. سيد قطب في ظلال القرآن، ج6، ص914.

56. محمود بن عمر زمخشري، الکشاف، ج4، ص373.

57. نورالثقلين، ج4، ص639.

58. بقره، آيه¬ي 184.

59. دخان، آيه¬ي 2.

60. قدر، آيه¬ي 1.

61. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص405.

62. همان، ص405.

63. قدر، آيه¬ي 2.

64. وسايل الشيعه، ج10، ص351.

65. محمد بن يعقوب کليني، فروع کافي، ج7، ص625.

66. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان، ج10، ص409.

فهرست عناوین
فونت درشتر
فونت ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان