تابستان 1387
شماره 11

جهت بزرگنمایی عکس کلیک نمایید
 
عناوین
درشتر
ریزتر
نسخه متنی
نسخه چاپی
ارسال به دوستان

عفاف در رفتار

فرهادیان فاطمه



چکیده

موضوع مورد بحث، عفاف در رفتار درحیطه‌ی حجاب و پوشش است. عفّت، به معنی پارسایی و آن حالت نفسانی است که انسان را از غلبه‌ی شهوت بازدارد. قرآن به چند رفتارعفیفانه، از جمله رعایت عفت درگفتار، نگاه، شهوت، پوشش، و عفت درکردار، به ویژه درزنان، اشاره می‌کند وتاکید می‌فرماید: صحبت کردن زنان با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و نازک کردن صدا باشد واز هرگونه سخنان غیر ضروری و بیهوده پرهیز کنند. در نگاه به نامحرم نیز زنان همانند مردان از چشم چرانی منع شده‌اند و باید از نگاه بد و هوس‌آلود چشم پوشی کنند؛ چراکه دیده به منزله‌ی دروازه ی دل است و اگر کنترل نشود در کشاندن آن به سمت گناه نقش زیادی دارد.

قرآن زنان را مکلّف می‌کند، جاذبه‌ها وزینت‌های ظاهری و با‌طنی خود را آشکار نکنند، مگر آنچه نمایان است. آنها باید پوششی مناسب که تمام گردن وسینه واندام ها و زینت‌های پنهان آنها را مستور کند داشته باشند که موجب تهییج شهوت مردان نگردد و موجبات آزار و اذیت خود توسط افراد بیمار دل را فراهم نکنند. کردار و راه رفتن آنها نیز باید به دور از جلوه، خودنمایی و جلب توجه باشد . در نظام مقدس اسلام، این امور کاملاً حکیمانه و به مصلحت زن و اجتماع وضع گردیده است.

زنان با رعایت حجاب و عفاف و پوشش کامل و داشتن رفتاری به دور از خودآرایی و خود نمایی می توانند آرامش و آسایش و امنیت خود، خانواده و جامعه را به ارمغان بیاورند و ازگسیختگی بنیان خانواده جلوگیری کنند ومانع بسیاری از فتنه‌ها که ریشه در عدم رعایت و حفظ حریم عفاف دارد، گردند.

 

واژه های کلیدی

عفت: آن حالت نفسانی است که باعث می‌شود تمام حرکات و رفتارانسان فاقد رذیلت‌های شهوانی باشد.

تخضعن: از ماده خضوع و در اینجا به معنی نازک و نرم سخن گفتن است .

یغضضن : از ماده غض و به معانی کاهش و کم کردن نگاه است .

یحفظن فروجهن : حفظ فرج و دامن از نگاه نامحرم است.

یبدین : از ابداء به معنی آشکار و ظاهر کردن است.

خمر : جمع خمار است ؛ جامه و لباسی که سر و موی زن را می پوشاند.

جیوب : جمع جیب ؛ به معنی گریبان و سینه است.

جلابیب : جمع جلباب؛ لباس بلند و سرتاسری که تمام اندام و بدن زن را بپوشاند.

تبرّج: به معانی ظاهر شدن در برابر مردم، به صورت خود نمایی است.

 

مقدمه

یکی از عوامل استحکام خانواده و اجتماع، ملکه‌ی نفسانی عفاف است که اگر در جان پرورانده شود به ثمر نشسته و حاصل آن مصونیت و در نتیجه قرب و نزدیکی به خداوند خواهد بود. عفاف در رفتار در زمینه‌های مختلف و گسترده‌ای، از جمله عفّت شکم، عفّت کلام و... طرح می‌شود. در این مقاله، فقط به جنبه هایی از عفاف می‌پردازیم که در حیطه‌ی حجاب و پوشش قرار دارد.  

در آغاز واژه‌ی عفاف را تعریف کرده و سپس با توجه به آیات و روایات به توضیح عفاف در گفتار و نگاه و شهوت و پوشش و کردار پرداخته و تبیین می‌کنیم که زنان در برابر نامحرم باید از هرگونه خودنمایی و رفتار و کردار و سخن و حرکات جلوه‌گرانه که به دور از شأن زنانه است و موجب تحریک مردان می‌گردد، خودداری نمایند و عفت پیشه کنند.

 

عفاف در رفتار

 دین مبین اسلام، به عنوان آیین جامع و کامل خداوند متعال، در حمایت از شخصیت انسانی و معنوی زن و در جهت حفظ عفّت عمومی، دستورهای حکیمانه‌ای مبتنی بر لزوم رعایت عفّت و حیا در ابعاد گوناگون صادر نموده است. «البته عفاف مخصوص زنان نیست و مردان نیز باید عفیف باشند و لیکن چون مردان به دلیل داشتن قدرت جسمانی و برتری جسمانی این توانایی رادارند که به زن ظلم کنند و بر خلاف میل او رفتار نمایند، از این رو اسلام بر روی عفّت زن تاکید بیشتری نموده است».[1]

   قرآن یکی از ویژگی های مؤمنان راستین را، عفاف و پاکدامنی می‌داند و می‌فرماید: ﴿وَالّذینَ هُم لِفُروجِهِم حافِظونَ ﴾ «آنان [مومنان ] کسانی هستند که دامان خویش را از بی‌عفتی حفظ می‌کنند ».[2]

در فضیلت عفاف روایات بسیاری آمده از جمله:

«افضل العبادة العفاف.» ؛ برترین عبادت، عفت است.[3]

«العفّة رأس کلّ خیر.» ؛ عفّت در رأس همه ی خوبی ها است.[4]

« العفّة افضل الفتوّه .» ؛ عفّت، برترین جوانمردی است .[5]

« العفّة افضل شیمه .»؛ عفّت برترین خصلت است.[6]

« العفاف یصون النفس و ینزّهها عن الدنایا .»؛ عفّت نفس را مصون وآن را از پستی‌ها دور نگه می‌دارد.[7]

«العفاف زهادة .» ؛ عفّت پارسایی است .[8]

 

  با دقت درآیات و روایات در‌ می‌یابیم عفّت به معنی مناعت و آن حالت نفسانی است که [انسان را] از غلبه‌ی شهوت بازدارد.[9] و هم چنین به معنی پارسایی و پرهیزکاری و بازداشتن از حرام است.[10]

    به طورکلی، عفّت را می‌توان یک صفت انسانی و ملکه‌ی نفسانی و زینت باطنی دانست که موجب می‌شود تمام اعمال وحرکات و گفتار و پوشش انسان، عفیفانه و فاقد رذیلت‌های شهوانی و هوس‌مآبانه باشد.[11]

    عفاف از یک سو به عنوان یک مساله‌ی اصلی و بنیادین و فراتر از حجاب و پوشش مطرح است و از سوی دیگر، رابطه‌ی تنگاتنگی با آن دارد؛ چرا که به عنوان یک خصلت و ارزش اختیاری، پوشش را به ارمغان می‌آورد به طور کلی، می‌توان حجاب را میوه و ثمره‌ی عفاف دانست.

   گفتنی است، شرم، حیا و اشتیاق به عفاف و پاکدامنی، یک تدبیر نهفته درخلقت و فطرت زن است که او را وادار می‌سازد به طور ناخودآگاه، خود را از چشم نامحرم بپوشاند . به عبارت دیگر، گرایش زن به حفظ عفّت خویش، از احساس فطری و الهام غریزی وی نشأت می گیرد.

   از این رو، قرآن کریم که کتاب انسان شناسی و روانشناسی است و مطابق با فطرت آدمی، نیازهای او را تشریح می‌کند، جلوه های عفاف زنان را این‌گونه بیان می‌فرماید:

 

1. عفت در گفتار

   در آیه ی 32 سوره ی احزاب درباره ی وظایف زنان در لزوم رعایت عفاف در سخن گفتن با مردان نا محرم می فرماید:

﴿فَلا تَخضَعنَ بِالقَولِ فَیَطمَعَ الّذی فی قَلبِهِ مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً﴾؛ «پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید».

   خضوع در اینجا به معنای این است که زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف نکنند تا مردان بیمار دل را دچار ریبه و خیال های شیطانی کنند و شهوت آنها را برانگیزانند منظور از بیماری دل ، نداشتن نیروی ایمان است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوت باز می‌دارد.

و (قولاً معروفا) یعنی سخن معمولی و مستقیمی بگویند که به دور از کرشمه و ناز باشد و شرع و عرف اسلامی آن را پسندیده دارد.[12]

   این آیه اشاره به کیفیت و محتوای[13]سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه دارد وصحبت کردن با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و خضوع و خودنمایی باشد. همچنین بر اجتناب از هرگونه سخنان بیهوده و غیر ضروری و شهوت انگیز تأکید دارد و متذّکر می‌گردد در صورت عدم رعایت این امر ممکن است در اثر نمایش جاذبه های زنانه و سخنان هوس آلود ، افرادی که از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی–که در اثر ضعف یا فقدان ایمان می‌باشد– برخوردار نباشند به فکرگناه و فحشا بیفتند و امنیت جامعه را به خطر بیندازند.

 

2. عفاف در نگاه

 در آیه ی 31 سوره ی نور که به سوره ی عفّت و پاکدامنی و حجاب معروف است،[14] به چندین رفتار عفیفانه اشاره می کند که یکی از آنها وجوب حفظ و کنترل دیده و نگاه است: ﴿وَ قُل لِلمؤمناتِ یَغضُضنَ مِن أبصارِ هِنَّ﴾؛ «به زنان مومن بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند». [15]همچنین در آیه ی دیگری می فرماید : ﴿قُل لِلمؤمنینَ یَغُضّوا مِن أبصارِهِم﴾؛ « به مردان مؤمن بگو از بعضی نگاه‌های خود ( نگاه‌های غیرمجاز) چشم پوشی کنند».[16] در شأن نزول این آیات آمده: جوانی در بین راه، زنی را می بیند و به او چشم می دوزد و به دنبال او به راه       می افتد. طوری غرق نگاه بوده که صورتش به دیوار برخورد می‌کند و مجروح می‌شود، نزد رسول خدا6می رود و ماجرای خود را نقل می‌کند و این آیات نازل می‌گردد.[17]

     «یغضض» از ماده‌ی ((غضّ)) به معنای کاهش و کم کردن نگاه است.[18] و منظور چشم پوشی از نگاه های حرام و غیر ضروری و شهوت آلود است. در لزوم عفّت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام، بین زن و مرد، فرقی نیست.[19] بدین ترتیب همان گونه که چشم چرانی برمردان حرام است، بر زنان نیز حرام است.[20]حضرت رسول6 می‌فرماید: «از نگاه‌های زیادی بپرهیزید؛ زیرا تخم هوس می‌پراکند و غفلت می‌زاید». [21]

همچنین حضرت عیسیu می فرماید:

«از نگاه به نامحرم بپرهیزید که بذر شهوت را بر دل می‌نشاند و همین برای دچار شدن انسان به فتنه کافی است[22]».

از این رو، کنترل چشم می تواند از مهم ترین و اساسی ترین اصول عفاف باشد که باید در مرتبه‌ی اولی رعایت گردد؛ چرا که چشم دروازه‌ی قلب و روح است و هر چه دیده بیند دل کند یاد.

امام علیu می‌فرماید: «العین رائد القلب»؛ چشم، دل را به دنبال خود می‌کشد.[23]

   بدین ترتیب، کمترین کوتاهی در چشم پوشی ازنگاه به نامحرم ، تیری مسموم از سوی شیطان است[24]. قلب که عقل انسان را نشانه گرفته و دل و فکر او را مشغول و به دنبال آن غریزه را مشتعل می کند و از آن پس فتنه ها به دنبال می‌آورد، که گاه جبران ناپذیر است.

به گفته‌ی شاعر:

این نظر از دور چون تیر است و سم        عشقت افزون می شود صبر تو کم

   کسی که عفّت چشم پیشه کند و نگاه حرام را دنبال نکند، فکرش فراغت و دلش آرامش می‌یابد[25] و اوصافش نیکو گشته[26]و در نتیجه خداوند شیرینی ایمان و عبادت را به او می‌چشاند[27]و به ازای فروبستن چشم از حرام، قدرت مشاهده‌ی شگفتی‌های عالم و عظمت الهی را می‌یابد.[28]

 

3. عفّت در شهوت

 در ادامه ی آیه ی 31 سوره ی نور می فرماید: ﴿وَیَحفَظنَ فُروجَهُنَّ﴾؛ «[به زنان با ایمان بگو] دامن های خود را حفظ نمایند».

«فروج» جمع فرج، به معنای شکاف میان دوچیزاست که با آن از عورت کنایه آورده‌اند.[29]

   مراد از «حفظ فروج» در این آیه و آیه ی 30 همین سوره، به خاطر قرین شدن با «یغضضن» و «یغضوا»، پوشاندن آن از نامحرمان است، نه حفظ آن از زنا و لواط.

    در ذیل آیه می فرماید: ﴿ذلکَ أزکی لَهُم[30]﴾؛ یعنی این امر باعث تزکیه و شکوفایی استعداد ها و رشد شخصیتی و معنوی آنها می شود. در روایت نیزآمده «النزاهة آیة العفة.»[31] و «بالعفاف تزکّوا الاعمال»[32]. دوری از آلودگی‌ها نشانه‌ی پاکدامنی است. به وسیله‌ی عفّت اعمال پاکیزه و مطهر می‌گردد و در نتیجه انسان رشد می‌یابد ، و در غیر این صورت، چشم چرانی و بی عفّتی مانع رشد معنوی انسان خواهد گردید.[33]

    همچنین قرآن در مورد کسانی که امکان برای ازدواج نمی‌یابند می‌فرماید: ﴿وَ لیَستَعفِف الّذینَ لایَجِدونَ نِکاحا‌ً حَتّی یُغنیَهُمَ اللهُ مِن فَضلِهِ﴾[34] «و کسانی که وسیله‌ی نکاح ندارند به عفّت سر کنند تا خدا از کرم خویش ازاین بابت بی‌نیاز شان کند».[35] دراین‌ باره حضرت رسول 6 می‌فرماید: «هرکه پاکدامنی و مناعت جوید، خداوند او را پاکدامن و با مناعت گرداند، و هر که بی نیازی طلبد، خداوند بی نیازش گرداند».[36]بنابراین، قدرت نیافتن برای ازدواج و دسترسی نداشتن به همسر، مجوزی برای گناه کردن و فراهم کردن آن از راه نا مشروع نیست بلکه صبر و عفّت لازم است تا خداوند نیز از فضل خود بی نیازشان گرداند».[37]

 

4.     عفّت در پوشش

 مسأله‌ی حجاب و پوشش زن ومستور نمودن زینت‌های ظاهری و باطنی وی، اهمیّت بسیاری دارد. خداوند حکیم به دنبال آیه‌ی مذکور، و در چند جای دیگر قرآن به این موضوع با تعابیر مختلف اشاره کرده و زنان را از هتک حرمت خود با بد حجابی و بی‌حجابی و خود آرایی و خودنمایی در برابر نامحرم نهی فرموده است.

   در﴿وَلا یُبدینَ زینَتَهُنَّ إلّا ما ظَهَرَ مِنها[38] زنان را مکلّف می‌کند که نباید جاذبه‌ها و زینت‌های – ظاهری و باطنی – خود را آشکار سازند، مگر آن مقدار که طبیعتاً نمایان است.

   کلمه‌ی «ابداء» به معنای اظهار و آشکار کردن است و مراد از زینت زنان محل و موضع زینت است؛ چرا که آشکار کردن خود زینت از قبیل گوشواره و دستبند حرام نیست، بلکه منظور محل زینت است. اما آنچه از زینت‌های ظاهری، پوشاندنش استثنا شده، صورت و دو کف دست و قدم‌ها است [39].   بنابراین، مقتضای آیه نهی از خود نمایی و آشکار نمودن زینت‌های شهوت انگیز و جلوه نمایی اندام‌های نهان زنان است. در ﴿وَلیَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلی جُیوبِهِنَّ﴾توصیه می‌فرماید: «زنان باید سرپوش‌ها و روسری‌ها‌ی خود را برگردن انداخته و حایل قرار دهند (تا علاوه بر سر، گردن و سینه‌ی آنها نیز پوشیده شود)».[40]

«خمر» جمع خمار، به معنای جامه و پوششی است که زنان سر و موی خود را با آن می پوشانند. و «جیوب» جمع جیب، به معنای گریبان و سینه است.[41]

بنابر نقل تواریخ، رسم براین بود که زنان عرب معمولاَ لباس‌هایی     می پوشیدند که یقه‌ی‌ پیراهن و گریبان هایشان باز بود و دور گردن و سینه را نمی پوشانید. روسری‌هایی هم که روی سر خود می‌انداختند از پشت سر می‌انداختند (همانطوری که هم اکنون بین مردان عرب متداول است) به طوری که گوش‌ها وبناگوش‌ها وگوشواره‌ها و جلوی سینه و گردن آنها نمایان می‌گشت.

لذا این آیه نازل شد که باید پوشش‌ها و روسری‌ها خود را از دو طرف روی سینه و گریبان خود بیفکنند تا قسمت‌های یاد شده پوشیده گردد . به تعبیر ابن عباس، صحابی پیامبر اکرم 6، تفسیرآیه، این گونه است: «تغطی شعرها و صدرها و ترائبها و سوالفها»؛ یعنی زن باید مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.[42]  این آیه، با اشاره به کیفیت پوشش و حجاب زنان روشن می‌سازد که آنان باید تمام اندام و  سر و سینه و گردن و موهای خود را در برابر نامحرم بپوشانند و در پوشاندن خویش نهایت عفاف را رعایت کنند.

   آیه‌ی دیگری درباره‌ی عفّت در پوشش وارد شده آیه 59 سوره‌ی احزاب است:﴿یا أیُّها النَّبیُّ قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِالمُؤمنینَ یُدنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ ذلکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلا یؤذَینَ و کانَ اللهُ غفورا‌ًَرَحیما‌ً﴾؛ «ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو جلباب‌ها (روسری‌های بلند) خود را بر خویش فرو افکنند، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، بهتر است، و خداوند همواره آمرزنده‌ی رحیم است.[43]

   سبب نزول این آیه آن بود که شب هنگام که زنان مسلمان به قصد رفتن به مسجد و شرکت در نماز پیامبر اکرم 6از خانه بیرون می‌رفتند، جوانان سر راه آنان می‌نشستند و با سخنان ناروا متعرّض آنان می‌گشتند.

   «جلابیب» جمع جلباب، به معنای لباسی است سرتاسری که تمام بدن را بپوشاند، و یا روسری مخصوصی است که صورت و سر را ساتر شود. این پوشش باید به گونه‌ای باشد که زیرگلو و سینه‌ها را محفوظ بدارد .[44]

  مراد از ﴿ذلِکَ أدنی أن یُعرَفنَ فَلا یُؤذَینَ﴾ «این است که باپوشاندن بدن به صورت کامل به عفاف و حرمت و حریّت شناخته می‌شوند ومورد تعرّض افراد مریض و مغرض و هوسران قرار نمی‌گیرند.

  احتمال دیگری که در معنای این جمله داده شده این است که وقتی زن پوشیده و سنگین از خانه بیرون رود و جانب عفاف و پاکدامنی را رعایت کند، افراد فاسد و مزاحم، جرأت نمی‌کنند متعرّض آنها شوند .[45]

  از آنچه گفته شد، روشن می گردد که منظور از «جلباب» پوششی وسیع تر از خمار است که همان چادر و حداقل، شبیه چادر – مقنعه‌ی بلند و چادر کوتاه – می‌باشد.

   بنابراین، حجاب برتر، حجابی است که تمام اندام زن و برآمدگی‌های سینه و جاذبه‌های بدن وی، به جز گردی صورت و کف دو دست و دو پا، را مستور سازد. شاید بتوان بارزترین پوششی که تمام این خصوصیات را شامل شود چادر دانست.

 این پوشش در نظر اسلام به خاطر مصلحت هایی در نظر گرفته شده که به سود زنان است. براین اساس، عفاف و پوشش کامل و حجاب عفیفانه زن مؤمن، تجّسم حرمت و احترام و بهترین سلاح اوست تا افراد بوالهوس و مریض به فکر تعرّض و اذیت نیفتند و هرگز کسی به خود اجازه‌ی فکر باطل ندهد . پس حجاب و پوشش دینی محدودیت و بند وحصار نیست، بلکه موجب مصونیت و حرمت زن است.

حضرت زهرای اطهر(س) بانوی بزرگواری که مظهر کمالات الهی و برترین اسوه ی انسان ها به ویژه زنان می باشند، ازنظر عفاف و حجاب الگوی بی نظیری هستند که با دقت نظر در سیره و زندگانی آن حضرت به اوج عظمت ایشان در همه‌ی عرصه‌ها، به ویژه حیا و عفّت و حجاب، می‌توان پی برد.

  ایشان همان کسی است که زن نیکو و شایسته را زنی می‌داند که مردی را نبیند و مردی او را نبیند.[46] و شرم وحیا وعفّت آن حضرت به قدری بوده که حتی در حضورمرد نابینا خود را محفوظ داشت.[47] آن تجّسم حیا و عفّت، تا ضرورتی نبود، به میان جامعه نمی‌آمدند، اما در مواقع حساس و ضروری، در اجتماع حضور می‌یافتند و در مسایل سیاسی و اجتماعی شرکت می کردند؛ به ویژه در مسأله‌ی ولایت امیرالمومنین و به یغما رفتن فدک، در مجامع عمومی به مناظره می‌نشستند واز حق خویش دفاع می‌کردند و درعین حال هرگز از پرده عفاف و حجاب بیرون نمی‌رفتند.

  دراین‌ رابطه نقل می‌کنند هنگامی که برای حضرت‌ ثابت شد فدک غصب گردیده‌ درحالی که لباس‌های بلندی‌که تمام بدن ایشان را پوشانده بود، وارد مسجد شدند و در جایگاهی قرار گرفته که پرده‌ای بین زنان و مردان حایل بوده و مردان، حضرت را نمی‌دیدند.[48]

   این نشان می‌دهد حضرت حتی در میدان مبارزه نیز به عفاف و حجاب اسلامی بسیار مقیّد بوده‌اند.

  همچنین خشنودی حضرت فاطمه (س) از محول شدن انجام کارهای خانه و معاف شدن از کار در بیرون از منزل در تقسیم کار توسط حضرت رسول6[49] به اوج عفّت و حیای ایشان و خودداری از اختلاط با مردان اشاره دارد.

آن حضرت، به حدّی به امر حجاب و عفّت اهمیت می‌دادند که حتی در بستر مرگ از کیفیّت حمل جنازه ی خود نگران بودند و به پوشیده بودن و محفوظ بودن بدن خویش از دید نامحرم در هنگام حمل جنازه سفارش کردند.[50]

   چنین بانوی با عظمت و بی‌نظیری رابه حق می‌توان با شخصیت‌ترین، اجتماعی ترین و در عین حال عفیف‌ترین انسان‌ها دانست که باید ایشان را سرمشق خویش در تمام راه و رسم زندگی قرارداد.

در ادامه‌ی آیه‌ی 31 سوره‌ی نور می‌فرماید: ﴿وَلا یُبدینَ زینَتَهُنَّ إلاّ لِبُعُولَتِهِنَّ أو... ؛ «زنان نباید جاذبه‌ها و زینت‌های خود راجز برای شوهران خود و محارم سببی و نسبی آشکار سازند».

در این کلام الهی باز هم صحبت از حجاب و حرمت خود آرایی و خود نمایی و نمایان کردن زینت‌های پنهان نزد نامحرمان است؛ مگر موارد مذکور در آیه (تحت شرایطی که برا ی هر یک ذکر می‌کند) و برای شوهر دین اسلام حیا و عفّت زن را در برابر شوهر مذموم شمرده و ‎‌فرماید: زن خوب زنی است که در خلوت با شوهرش حیا را از تنش خارج کند و سپس در شرایط عادی حیا را نیز مانند لباس به اندامش بپوشاند.[51]

بدین ترتیب عفّت و حیا در برابر شوهر تقبیح و در برابر نامحرم تأکید شده است. این مسأله حکایت از حکیمانه بودن دین مبین اسلام در راستای استواری نظام خانواده دارد.

 

5.     عفّت در کردار

وظیفه‌ی دیگر زنان پرهیز از اعمال و رفتارهای جلب توجه کننده و غیر عفیفانه است:

﴿ولا یَضرِبنَ بِأرجُلِهِنَّ لِیُعلَمَ ما یُخفینَ مِن زینَتِهِنَّ﴾، «هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت های پنهان نشان دانسته شود،[52] و صدای زیورآلاتشان از قبیل خلخال و دستبند و گوشواره به صدا در نیاید».[53]

  پس هر گونه راه رفتنی که موجب آشکار شدن زیورهای مخفی زن شود از نظر اسلام ممنوع است.[54] و زنان باید در رعایت عفاف و پرهیز از امور جلب توجه کننده دقت لازم را بنمایند و اعمال و رفتارشان و استفاده آنان از وسایل زینتی و استمعال عطر و بوی خوش به گونه ای نباشد که باعث جلب توجه نامحرم و عامل انحراف فکرها و تباهی دل‌ها گردد.

در آیه‌ی دیگری که مربوط به حرمت خود آرایی و خود نمایی می‌باشد و این عمل زشت را جاهلانه و همچون جاهلیت قدیم قبل از اسلام می‌شمارد، می‌فرماید:﴿و قَرنَ فی بُیوتِکُنَّ وَلا تَبَرُ‌ّجنَ تَبَر‌ُّجَ الجاهلیةِ الأولی﴾؛ «و... [ ای همسران پیامبر ] در خانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیت نخستین [در میان مردم ] ظاهر نشوید و...». [55]

 « تبرّج » به معنای ظاهر شدن در برابر مردم است ؛ همان طور که برج قلعه دربرابر دیدگان مردم ظاهر است. مقصود از«جاهلیت اولی»جاهلیت قبل از بعثت پیامبراکرم6است که در آن عصر، وضعیت پوشش زنان ، عفیفانه نبوده است.

 آیه خطاب به زنان پیامبر اکرم 6 است، اما طبق نظر مفسّرین عمومیت دارد و شامل همه ی زنان می شود.

 بر اساس این آیه، خود آرایی و خود نمایی زنان – که ویژگی فطری و مشترک میان زنان است– در برابر نامحرم عمل جاهلانه اي است كه زنان عصر جاهليت به آن گرفتار بودند و زنان مسلمان نبايد زير بار چنين ننگي بروند، بلكه  بايد اين غريزه ي طبيعي را در پرتو ايمان و عفّت، كنترل و تعديل و در جهت مثبت آن (در برابر شوهر) به كار گيرند.

آن چه از مفاد آيه در مورد جاهليت نخستين آمده نشان از آن دارد كه جاهليت دیگری همانند جاهليت قبل از اسلام در پيش است كه شايد بتوان آن را با عصر و زمان حاضر منطبق دانست.

 در تفسير قمي روايتي از امام صادقuآمده كه بعد از جاهليت اول، جاهليت ديگري نيز خواهد آمد[56] كه حاكي از همين جاهليت مدرن عصر جديد است كه مع ألاسف مظاهر آن را درجوامع اسلامي نيز مي توان ديد.

 از اين رو، زنان بايد از هرگونه رفتار جلوه‌گرانه و تحريك كننده پرهيز كنند و با تأسي از آيه‌ي ﴿ تَمشي علَيَ استِحياءٍ[57] كه شيوه‌ي راه رفتن زنان اسلامی را ترسيم مي‌كند و با اقتدا كردن به بانوي دو عالم فاطمه‌ي زهرا (س)، به شيوه‌ي آن حضرت عمل نمايند.

 

نتيجه

در روايت آمده: «كسي كه در اه خدا جهاد كند و شهيد شود اجرش بزرگ تر از كسي نيست كه بتواند گناه كند و عفّت ورزد. انسان پاكدامن نزديك است كه فرشته اي از فرشتگان خدا شود ».[58]

  اين روايت نشان از اهميت عفاف و بلند مرتبه بودن فرد عفيف و پاكدامن دارد. اين مهم بي‌جهت نيست؛ چرا كه ثمره و ميوه‌ي پاكدامني را صيانت [59] عنوان كرده اند و كسي كه مصونيّت يافت مسلماً بار گناهانش سبك و منزلتش نزد خدا بالا مي‌رود.[60]

 با دقت در آيات و روايات عفاف در مي‌يابيم كه زن مسلمان بايد همواره سرمايه‌ي عفّت و حياي خويش را كه خداوند فطرتاً در نهاد وي قرار داده حفظ نمايد و تمامي اعمال، رفتار، حركات و سخنان، نگاه‌ها و پوشش‌هاي او شيوه‌ي عفيفانه داشته و به دور از هرگونه خودنمايي و جلوه گري و حركت تحريك‌آميز باشد و روابط او با نامحرم در كمال احتياط و در حدّ ضرورت و در چارچوب دين صورت گيرد.

 همه‌ي اين موازين ناشي از نظام حكيمانه‌ي خداوند است و جز براي مصلحت و منفعت زن و خانواده و اجتماع بشر وضع نگرديده است.

 به طور يقين، با رعايت عفاف و حجاب آثار و بركاتي از جمله بالا رفتن ارزش و احترام زن، آرامش رواني، پايبندی به خانواده و استحكام اجتماع به بار مي‌نشيند.

 در اين راستا، بايد با نهادينه كردن فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه در جهت اعتلاي آن تلاش نمود و كوشش كرد كساني كه از اين امر غافل گشته اند، گم شده ي فطرت خويش را به دست آورند و جان خموش و شخصيت منكوب خويش را بيدار و زنده گردانند و هويت و اصل خويش را باز يابند.

 


منابع

1.      قرآن كريم، ترجمه: آية الله مكارم شيرازي.

2.      نهج البلاغه، ترجمه: محمّد دشتي.

3.      وسائل الشيعه، ج 14 .

4.   طباطبايي، محمّد حسين، برگزيده تفسير المیزان، ترجمه: محمّد باقر موسوي همداني، جلد 15 و 16، قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1384 ش.

5.   علي بابايي، احمد، برگزيده تفسير نمونه زير نظرآية الله مكارم شيرازي ، ج 3، تهران: انتشارات دارالكتب الاسلاميه، 1376 ش.

6.   حجت الاسلام و المسلمين قرائتي، محسن، تفسير نور، ج 8، تهران: انتشارات مركز فرهنگي درسهايي از قرآن، 1383 ش.

7.      محمّدي ري شهري، محمّد، ميزانالحكم

8.      ة، ترجمه: حميد رضا شيخي، ج 3 و 8 و 11 و 13، قم : انتشارات داراالحديث، 1381 ش .

9.      قرشي، علي اكبر، قاموس قرآن، ج 1 و2 و 3 و4و5 و6 و7، تهران: انتشارات دارالكتب الاسلاميه، 1381 ش.

10.  سياح، احمد، فرهنگ بزرگ جامع نوين (عربي به فارسي)،[ ترجمه المنجد]، ج 1و2، تهران: انتشارات اسلام، بي تا .

11. بانكي پور فرد، امير حسين، آيينه زن، مجموعه موضوعي سخنان مقام معظم رهبري، قم: دفترنشرمطالعات و تحقيقات زنان، 1381 ش.

12.  مطهري، مرتضي، مسأله حجاب، تهران: انتشارات صدرا، 1383 ش.

13. دشتي، محمّد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه (س)، تهران: نشر شركت چاپ و نشر بين‌الملل سازمان تبليغات اسلامي، 1379 ش.

14.  بابازاده، علي اكبر، تحليل سيره فاطمه زهرا (س) ،قم: انتشارات انصاريان، 1376ش.

15.  جوادي آملي، عبدالله، زن در آيينه جلال و جمال، قم: مركز نشر اسراء 1378 ش.

16.  كوهي، محمّد رضا، آسيب شناسي شخصيت زن، قم: انتشارات پارسيان، 1383ش.

17.  مكارم شيرازي،‌ ناصر، زهرا (س) برترين بانوي جهان، قم: انتشارات سرور، 1376 ش.

18.  مطهري، مرتضي، نظام حقوق زن در اسلام، تهران: انتشارات صدرا، 1382 ش.

اكبري، محمّد رضا، تحليلي نو و علمي از حجاب در عصر حاضر، انتشارات شهيد حسين فهميده، 1376 ش.


1- بانکی پورفرد، امیرحسین، تدوین آیینه زن، مجموعه موضوعی سخنان مقام معظم رهبری ص223.

2 - مومنون/ 5.

3- محمّدی ری شهری ، محمّد، میزان الحکمة ، ج 8 ح13116.

4- همان ، ح13120.

5- همان، ح 13121.

6- همان، ح 13122.

7- همان،ح 13123 .

8- همان،ح 13124 .

1- قرشی، سیّد علی اکبر ، قاموس قرآن ج 5، ص 19.

2- سیاح احمد، مترجم فرهنگ بزرگ جامع نوین ( ترجمه المنجد)،ج2ص 1305.

3 - کوهی محمّد رضا ، آسیب شناسی شخصیت زن ،ص 293.

1-  طباطبایی، محمّد حسین ، تفسیر المیزان ،ج 16 ،ص 461.

2 - جوادی آملی، عبدالله ، زن در آیینه جلال و جمال ، ص 436.

1 - مکارم شیرازی ، ناصر، برگزیده تفسیر نمونه ، ج 3 ، ص 289.

2- نور،31.

3- نور،30.

4 - قرائتی، محسن ، تفسیر نور ، ج 8 ، ص 173.

5 - قاموس قرآن ، همان ، ج 5 ،ص 105.

1- تفسیر نور ، همان ، ص 176.

2 - تفسیر نمونه ، همان .

3- میزان الحکمة همان ، ج 13، ح 20245 .

4- تفسیر نور ، همان ، ص 174.

5- تفسیر نور، همان ، ص 174 .

6- النظرة سهم مسموم من سهام ابلیس»[میزان الحکمة،همان،ج13،ح 20285] .

1 - امام علی u «من غضّ طرفه أراح قلبه،»کسی که چشم خود را پایین اندازد دلش را آسوده گرداند [میزان الحکمة ، همان ،ح20261].

2- امام علی u «من عفت أطرافه حسنت أوصافه.»هرکه نگاه هایش پاک باشد، اوصافش نیکو شود.[میزان الحکمة ، همان ،ح 20261].

3 - رسول اکرم 6:«النّظر سهم مسموم من سهام ابلیس، فمن ترکها خوفاً من الله أعطاه الله ایماناً یجد حلاوته فی قلبه» نگاه کردن یکی از تیر های زهر آلود ابلیس است. پس هر که از ترس خدا چشم خود را (از نامحرم) فروبندد خداوند به او ایمانی عطا فرماید که حلاوت آن را در دلش بیابد [ میزان الحکمة ،همان ،ح 6323].

4- رسول اکرم 6: «غضّواَبصارکم ترون العجائب» چشمان خود را (از حرام) فرو بندید تا شگفتی ها ببینید [ میزان الحکمة ،ح، 20262]

5 - تفسیر المیزان، همان، ص155.

1- نور 30.

2- میزان الحکمة ، همان ،ح 13161.

3- همان ، ح ، 13162.

4- تفسیر نور ،همان ،ص 174 .

5- نور 33.

6- تفسیر المیزان، همان ، ص 152.

7- «ومن یستعفف یعفه الله ،ومن یستغن یغنه الله .»؛ هر که پاکدامنی و مناعت جوید ، خداوند او را پاکدامن و با مناعت گرداند و هر که بی نیازی طلبد خداوند بی نیازش گرداند .» [ میزان الحکمة ،ج8 ،ح 13139].

1 - تفسیر نور ، همان ، ج8 ،ص181، با اندکی تغییر در عبارت.

2- نور /31 .

3 - تفسیر المیزان ، همان ، ج 15، ص 156.

1- نور/ 31.

2- قاموس قرآن ، همان ،ج1و2 ،ص .299 .

3- مطهری مرتضی ، مسأله‌ی حجاب ،ص 139.

1 - احزاب/ 59.

2 - تفسیر المیزان ، همان ،ج16،صص 509و510.

1- مطهری، مرتضی، مساله حجاب ،همان ،ص 162.

1-أن لا یرین الرجال ولا یراهن الرجال »[بحارالانوار،ج،103]ص238،به نقل از زن در آیینه جلال و جمال، همان، 438.

2- امیر المومنین علی uمی فرماید: روزی حضرت زهرا در محضر رسول خدا نشسته بود که مرد نابینایی اجازه‌ی ورود خواست، پیامبر مشاهده فرمود که حضرت زهرا (س) بر خاست فرمود :دخترم این مرد نابیناست .پاسخ داد: «ان لم یکن یرانی فانی اراه و هو یشم الریح » اگر او من را نمی بیند، من او را می نگرم اگر چه او نمی بیند اما بوی زن را استشمام می‌کند! [رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود : «شهادت می‌دهم که تو پاره‌ی تن من هستی».[ بحارالانوار ،ج 43، ص91، به نقل از فرهنگ سخنان حضرت فاطمه الزهرا محمّد دشتی، ص73].

3- ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ،ج16،صص 211و 249 به نقل از بابازاده علی اکبر تحلیل سیره فاطمه الزهرا ،ص.154.

1- رسول خدا6 درزمینه ی تقسیم کار این گونه داوری کردند : فاطمه (س) را مامور به انجام امور داخل خانه نمود و علی uرا نیز به امور خارج از خانه مامور ساخت . دختر پیامبر از این تقسیم کار فوق العاده خوشحال شد و چنین اظهار داشت :جز خداوند نمی داند که من از چنین تقسیم کارچقدر خوشحال شدم زیرا پدرم رسول خدا مرا از گریبانگیر شدن با مردان معاف داشته است .[وسائل الشیعه ،ج14،ص123به نقل از تحلیل سیره‌ی حضرت زهرا ،همان ، ص 153.

2- روزی‌حضرت‌زهرا(س)در بستر بیماری‌به أسماء بنت عمیس فرمود:من بسیار زشت می‌دانم که جنازه ی زن را پس از مرگ برروی تابوت سربازگذاشته وبرروی‌آن پارچه‌ای می‌افکنند،که حجم بدن مشخّص می‌گردد. مرابرروی تابوت آنچنانی مگذار وبدن مرابپوشان‌که خدا تورا ازآتش جهنم باز دارد [کشف الغمة ج 2، ص.67به نقل از: فرهنگ سخنان حضرت زهرا ،ص75.

1- «خیر النساء التی اذا خلت مع زوجها فخلعت الدرع خلعت معه الحیاء و اذالبست الدرع لبست معه الحیاء» [وسائل الشیعه، ج14، ص16، ح10.].

2- نور/ 31 .

3 - تفسير الميزان، ص 187 ، ذيل آيه.

1- نور / ص 177 .

2 - احزاب/ 33 .

1- تفسير الميزان، ج 16، ص 473 ، به نقل : تفسير قمي، ج2، ص 193 .

2- قصص/ 25 .

3 - امام علي u«ما المجاهد الشهيد في سبيل الله بأعظم أجراً ممّن قدر فعفّ، كاد العفيف أن يكون ملکاً من الملائکه.» (نهج البلاغه، حكمت 474).

1- امام علي u«ثمرة العفّة الصيانة» (ميزان الحكمة، ح 13157).

2- امام علي u«من عفّ خفّ وزره، و عظم عندالله قدره» (همان، ح 13158).