شنبه, 10 مرداد 1377
 
51
 
 

اخبار


درگذشتگان
درگذشت آيت اللّه صائنى
حكيم و فيلسوف گرانقدر حضرت مستطاب آيت اللّه حاج شيخ محمد اسماعيل صائنى زنجانى, يكى از علماى مشهور زنجان به شمار مى رفت. وى در بهار 1311ش (1351ق) در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه شيخ اسحاق صائنى, يكى از علما و مدرسين زنجان و جامع معقول و منقول بود.
فقيد سعيد در هفت سالگى به دبستان توفيق ـ كه به مديريت مرحوم استاد رضا روزبه اداره مى شد ـ رفت و پس از اتمام دوره دبستان و پيش از اخذ ديپلم, در محضر پدر بزرگوارش به فراگيرى ادبيات عرب و اشارات و گوهر مراد لاهيجى و شرح هدايه ميبدى پرداخت و هيأت قديم و خلاصة الحساب و هندسه اقليدس و تقويم رقمى را نيز در نزد همو و حكيم و رياضيدان نامى مرحوم آقا سيد محمد نظام آموخت.
سپس با پيشنهاد پدر, دبيرستان را ترك كرد و به تحصيل علوم دينى روى آورد. وى سطوح (شرح لمعه و رسائل و مكاسب) را در زنجان نزد پدر و جمعى ديگر از اساتيد فن فراگرفت و در اواخر سال 1329ش به حوزه علميه قم مهاجرت نمود و در مدرسه حجتيه ساكن شد. معظم له چند ماه پس از تشرّف به قم با استاد علامه آيت اللّه سيد محمد حسين طباطبائى آشنا شد و مورد توجه مخصوص ايشان قرار گرفت و از محضر پرفيض او منظومه سبزوارى, الهيات شفا, دوره كامل اسفار و در شب هاى پنجشنبه و جمعه اصول فلسفه و رئاليسم را فراگرفت و همزمان در درس خارج فقه و اصول آيت اللّه العظمى بروجردى, آيت اللّه محقق داماد و حضرت امام خمينى شركت كرد و بهره هاى بسيار برد و همزمان به تدريس فلسفه و سطوح عاليه پرداخت. در سال 1343ش, به اصرار اهالى متدين زنجان, به زادگاهش بازگشت و به ترويج دين و تعظيم شعائر مذهبى پرداخت و تا پايان عمر مباركش به اقامه جماعت در مسجد رسول اللّه, تأليف, تدريس و پرورش شاگردان و راهنمايى مردم اشتغال داشت. وى در اين زمان طولانى موفق شد فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير قرآن و شرح نهج البلاغه و توحيد صدوق و مباحث اخلاقى را به گروهى بسيار از فضلا و طلاب علوم دينى و نسل جوان آموزش دهد, كه هم اكنون اكثر مباحث مطروحه نگاشته شده و در نوارهاى كاست, ضبط گرديده است. برخى از تاليفات وى عبارتند از:
1. تقريرات درس فقه آيت اللّه محقق داماد
2. تقريرات درس اصول آيت اللّه محقق داماد
سرانجام آن عالم بزرگوار پس از 66سال خدمت به ساحت دين و ترويج مذهب, در تاريخ 17 تيرماه 1377هـ.ش (15 ربيع الاول 1419ق) بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه و نماز آيت اللّه سيد اسماعيل موسوى زنجانى بر پيكرش, به خاك سپرده شد و عالَمى از علم و معرفت را با خود به خاك برد. درگذشت آيت اللّه علوى بخشايشى
مرحوم مغفور آيت اللّه حاج سيد مهدى علوى بخشايشى در سال 1310ش (1350ق) در بخشايش (از روستاهاى حومه تبريز) به دنيا آمد و پس از فراگيرى قرآن و خواندن و نوشتن, در 13 سالگى به تبريز آمد و در مدرسه طالبيه به آموختن علوم دينى روى آورد.
وى پس از يادگيرى ادبيات, سطوح را از محضر آيت اللّه حاج ميرزا فتّاح شهيدى و آيت اللّه حاج سيد مرتضى خسروشاهى و ديگران فراگرفت و پس از ده سال اقامت, در 1333ش آهنگِ حوزه علميه قم را نمود و پس از تكميل سطوح, در محضر آيات عظام: حاج آقا حسين بروجردى, امام خمينى, آيت اللّه گلپايگانى, حاج شيخ عباسعلى شاهرودى و حاج ميرزا هاشم آملى زانوى ادب به زمين زد و ساليان بسيار از آنان بهره ور شد. فقيد سعيد همزمان با تحصيل, به تدريس سطوح پرداخت و چند دوره شرح لمعه, رسائل و مكاسب و كفايه و اخيرا خارج فقه (مباحث حج) را به گروهى از طالبان علم آموزش داد و علاوه بر تدريس, به تأليف كتاب هاى متعدد و تبليغ دين (در ايام تعطيلى حوزه علميه قم) پرداخت و از اين رهگذر, موجب بهره هاى فرهنگى و معنوى و اخلاقى مردم مى شد.
معظم له از محضرى خوش, و اخلاقى شايسته و زندگى ساده و توام با قناعت برخوردار بود و از دقايق زندگى اش بهره مى برد. بسيار پركار و پرمطالعه بود و بر دقّت در نقل و استناد به منابع معتبر و اصيل اصرار مى ورزيد. به آنچه مى گفت عمل مى كرد و هماره خدا را حاضر و ناظر خويش مى دانست. در بيان حق, ابايى نداشت و پاس كسى را نمى داشت در عبادت خدا و راز و نياز با او خالص بود و نام خدا را بر زبانش مى داشت.
برخى از تاليفات چاپ شده اش عبارتند از:
1. گفتار علوى (5جلد) ـ در موضوعات گوناگون ـ
2. داستانهاى علوى (4جلد)
3. پنج گفتار ـ در رازدارى و زيان هاى افشاى سرّ ـ
4. حقوق والدين بر فرزندان از ديدگاه اسلام
5. آئين دوستى از ديدگاه قرآن و حديث
6. سيماى اخلاق اسلامى (2جلد) ـ در وفادارى و ميانه روى ـ
و از تأليفات مخطوطش, اينهاست:
1. حاشيه بر عروةالوثقى
2. تقريرات درس فقه آيت اللّه بروجردى (صلاة جمعه و جماعت و نماز مسافر)
3. تقريرات اصول آيت اللّه ميرزا هاشم آملى
4. فهرس العناوين والموضوعات. وى در اين كتاب, عناوين اخلاقى, فقهى, تاريخى را در جاى جاى كتاب هاى معتبر شيعه و سنّى (اعم از منابع تفسيرى, حديثى, تاريخى) مشخص كرده و علاوه بر عناوين اصلى, عناوين فرعى را هم درج نموده و براى هر كدام از آنها, منابع متعدد معرفى نموده است. اين كتاب به ده جلد مى رسد.
آن عالم فرزانه, پس از 67 سال زندگى پربركت و سرشار از خدمات دينى, در روز يكشنبه 7تير 1377ش (سوم ربيع الاول 1419ق) بدرود حيات گفت و در روز دوشنبه پس از تشييع و نماز آيت اللّه شبيرى زنجانى بر او, در قبرستان ابوحسين در خاك خفت. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت آيت اللّه مدرّس هاشمى
فقيه معظّم حضرت آيت اللّه آقاى حاج سيد حسن مدرّس هاشمى يكى از علماى محترم اصفهان به شمار مى رفت. وى در سال 1330هـ.ق (1290ش), در بيت علم و تقوا و فضيلت زاده شد. پدرش مرحوم آيت اللّه مير سيد محمد مدرّس (از شاگردان آيات عظام: سيد محمد باقر درچه اى, ميرزا محمد هاشم چهارسوقى, حاج ميرزا بديع درب امامى و ميرزا ابوالمعالى كلباسى) و نياى او مرحوم آيت اللّه مير سيد على (م1319ق) (از شاگردان شيخ انصارى) و جدّ اعلايش مرحوم آيت اللّه العظمى مير سيد حسن مدرّس كبير (1210ـ1273ق) ـ از شاگردان شريف العلماء مازندرانى, صاحب جواهر, شيخ محمد تقى صاحب (هداية المسترشدين) و صاحب فصول ـ نويسنده (جوامع الاصول) و شرح مختصر النافع بوده است و نسبش با 34 واسطه به امام سجاد(ع) مى رسيد.
فقيد سعيد ادبيات را نزد مرحوم آيت اللّه آخوند زفره اى, و قوانين و اسفار را نزد آيت اللّه شيخ محمود مفيد و شرح لمعه را در محضر آيت اللّه ميرزا احمد اصفهانى و حاج شيخ على يزدى فراگرفت. رسائل و مكاسب و كفايه را نيز در محضر حضرت آيت اللّه حاج سيد مرتضى خراسانى و آيت اللّه سيد محمد نجف آبادى, و خارج فقه و اصول را هم در مجلس درس آيات عظام: شيخ محمدرضا اصفهانى و سيد مهدى دُرچه اى و سيد محمد نجف آبادى فراگرفت و همزمان با آنها علوم معقول (شوارق, شرح منظومه, اسفار, شرح اشارات و الهيات شفا و هيأت و نجوم) را در درس هاى حضرات آيات: سيد على نجف آبادى, حكيم شيخ محمد خراسانى, حاج سيد محمد باقر امامى و حاج آقا رحيم ارباب به خوبى آموخت و در فنّ معقول و منقول, گوى سبقت از همگنان ربود.
وى از همان اوان طلبگى به تدريس اهميت مى داد, هر درسى را كه مى خواند, كتاب پيشين آن را تدريس مى كرد و از اين رهگذر ساليان فراوان به تدريس رسائل, مكاسب, كفايه, اسفار, تفسير قرآن پرداخت و در منبرهاى بسيارش به اصول كافى (و شروح آن از ملاصدرا و علامه مجلسى) عنايت ويژه داشت, از اين روى بر فقه و اصول, تفسير و حديث, كلام و فلسفه, و تاريخ و ادبيات تسلّط فراوان داشت. او آن چنان گرم و صميمى بود كه گويى از ديرباز با مراجعين خود آشناست. اخلاقى خوش, و مجلسى جذّاب و صميمى داشت و هماره جويندگان دانش به محضرش مى شتافتند و او از انبوه محفوظاتش بهره مى بردند, وى با تمام بيمارى كه ساليان فراوان ـ از اوان جوانى ـ گريبانش را گرفته بود, از كوشش باز نايستاد و تدريس كرد و شاگرد پرورش داد و بر عرشه منبر, مردمان را هدايت كرد. به هنگام گفتار, با فصاحت سخن مى گفت و آيات, روايات, اشعار الفيه, نصاب و منظومه و قواعد فقهى و اصولى را با زبردستى از حفظ داشت. او ژرف بين و نكته سنج و فروتن و برخوردار از اخلاص بود و نوشتارهايى در فقه و اصول و تفسير از خويش به يادگار نهاد.
سرانجام آن مردِ بزرگِ فقيه, در تاريخ هفتم تيرماه 1377 (سوّم ربيع الاول 1419ق) در 88 سالگى بدرود حيات گفت و پس از تشييعى باشكوه, در جوار مرقد علامه مجلسى ـ اعلى الله مقامه ـ در مسجد جامع اصفهان سر به تيره تراب سپرد. ناصرالدين انصارى قمى درگذشت استاد سيد فاضل موسوى
جناب مستطاب حجةالاسلام والمسلمين استاد سيد فاضل موسوى يكى از محققان معروف علم نسب شناسى و رشته طب اسلامى بود.
پدرش ثقةالاسلام سيد نجف شاه, نماينده تام الاختيار آيت اللّه سيد ابوالحسن اصفهانى در شبه قاره هند و يكى از افراد نيكوكار و سرشناس آن خطه بود. نسب آن بزرگوار به علامه سيد محمد شمس الدين عراقى معروف به (مكسر الأصنام) مى رسد كه داراى مزار متبركى در كشمير است.
فقيد سعيد در شهر شملا واقع در كشور هندوستان به سال 1352ق در خانواده اى مؤمن و دانا ديده به جهان گشود.
وى پس از طى دوران كودكى نحو و صرف را نزد شيخ محمدرضا توحيدى دشتى آموخت و آنگاه وارد مدارس دولتى شد. در پى تقسيم هند و پاكستان در سال 1366ق همراه با ساير افراد خانواده اش به پاكستان منتقل شد و دوره دبيرستان را به انجام رسانيد.
ايشان در پى ارتحال پدر خود در سال 1369ق جهت انجام مراسم خاكسپارى در عتبات عاليات, در نجف اشرف اقامت گزيد, و در داروخانه هاى نجف اشرف و كربلاى معلى به خدمات اجتماعى پرداخت و در همانجا به كسوت اهل علم درآمد.
او در سال 1400ق در پى فشارهاى دولت عراق, به كراچى پاكستان مهاجرت كرد و مدتى چند در آن سامان اقدام به تأسيس درمانگاه كوثر و داروخانه حضرت زهرا(ع) نمود. آنگاه به حوزه علميه قم رهسپار شد, و دروس دينى را از نو آغاز كرد. ادبيات و قسمتى از شرح لمعه را نزد سيد على مؤمن اصفهان و شيخ غلامرضا عرفانيان خراسانى آموخت. دوره سطح را نزد علامه شيخ مصطفى نورانى اردبيلى به انجام رسانيد و مدتى هم در دروس خارج حضرات آيات: ميرزا جواد تبريزى و شيخ حسين وحيد خراسانى شركت جست. ايشان در سال 1412ق به كراچى بازگشت, و به خدمات دينى و روحى از قبيل: اقامه نماز جمعه و امامت جماعت مسجد خوجه شيعه اثنا عشريه, و نيز رياست دانشكده اماميه كراچى و ساير وظايف دينى پرداخت.
استاد موسوى از سن جوانى به انساب علويين و شجرات آنان علاقه خاصى داشت, به همين خاطر در سال هاى آخر عمر خود و پس از گردآورى كتاب هاى زيادى در اين فن از كشورهاى مختلف اسلامى و به زبان هاى گوناگون, همچون: عربى, فارسى, اردو و هندى, اقدام به پياده كردن مطالب به صورت مشجرات نمود كه موفقيت و شهرت خوبى از اين راه بدست آورد, و توانست بسيارى از شجرات خطى و كم ياب را در مجموعه بزرگ خود (الشجرة الطيبة) به چاپ برساند, و از مفقود يا تلف شدن آنها جلوگيرى كند. هرچند كه وى زحمت زيادى براى اين اثر كشيد و از اطلاعات افراد متخصص بسيارى استفاده نمود, ولى هنوز هم داراى بعضى از كاستى ها يا افتادگى ها در بعضى از نام ها و يا اشتباه در يك سلسله به طور كامل است.
فهرست آثار قلمى ايشان به شرح زير است:
1. الشجرة الطيبة, در چند جلد. شامل مشجرات سادات حسنى و حسينى و موسوى و رضوى و نيز اطلاعات متفرقه.
2. الطب الاسلامى المقارن, در معرفى گياهان داروئى به زبان علمى و امروزى و تطبيق آن با آيات و روايات اسلامى.
3. تاريخ كشمير و اسرته الموسوية.
4. فضائل اهل البيت ـ عليهم السلام ـ من طرق العامة.
5. رمضان مبارك.
6. خطب هاى نماز جمعه كراچى.
استاد موسوى در دو سه سال اخير زندگانى خود از بيمارى سختى رنج مى برد, ولى با همان حال بيمارى از كارهاى دينى و تحقيقى خود دست نكشيد و همواره در خدمت مردم بود. سرانجام در روز دوشنبه چهارم ربيع الاول 1419ق مطابق با هشتم تير 1377ش در شهر كراچى در سن 67 سالگى به ملكوت اعلى پيوست و پيكر پاك او پس از تشييع باشكوهى و با حضور شخصيت هاى علمى و فرهنگى و سياسى در قبرستان (على باغ) آن شهر به خاك سپرده شد. رحمةالله عليه عبدالحسين جواهر كلام
فرهنگى
بزرگداشت بيستمين سالگرد آيت اللّه معصومى
كنگره بزرگداشت بيستمين سالگرد ارتحال حضرت آيت اللّه العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى(ره) روزهاى 3و4 مردادماه 1377 با حضور نمايندگان مقام معظم رهبرى و مراجع عظام و شخصيت هاى علمى و فرهنگى در همدان برگزار گرديد.
حضرت آيت اللّه العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى ـ كه در همدان به نام (آخوند ملاعلى) از او ياد مى شود ـ روز 12 ربيع الاول 1312قمرى در روستاى وفس همدان ديده به جهان گشود و سال 1330 با عزيمت به همدان تحصيلات علوم دينى خويش را آغاز نمود و در درس حضرات آيات حاج شيخ على دامغانى, حاج شيخ على گنبدى و حاج ميرزا عبدالرزاق محدث قمى شركت جست و بعد از پنج سال با مهاجرت به تهران محضر اساتيدى چون آيت اللّه تنكابنى, آيت اللّه حاج شيخ عبدالنبى نورى, حكيم هيدجى, مدرس كهكى و ميرزا مهدى آشتيانى را درك نموده در سال 1340 بعد از مهاجرت مؤسس حوزه علميه قم بدان شهر هجرت نمود و مدت ده سال در خدمت مرحوم آيت اللّه العظمى حائرى يزدى, ميرزا جوادآقا ملكى تبريزى, شيخ احمد قمى به تكميل درس و تهذيب نفس اشتغال يافت و همزمان به تدريس سطح پرداخت. در سال 1350 قمرى به دنبال درخواست جمعى از اهالى متديّن همدان و حسب الامر استادش حاج شيخ عبدالكريم حائرى به همدان بازگشت و حدود پنجاه سال در آنجا رياست دينى شهر را بر عهده داشت و خدمات بى شمارى به اسلام نمود كه از جمله آنها:
1ـ بازسازى و توسعه مدرسه آخوند همدان; 2ـ تأسيس و تجهيز كتابخانه عمومى غرب (داراى بيش از 15000 مجلد كتاب خطى و چاپى و بزرگترين كتابخانه غرب كشور); 3ـ انتشار نشريه پيك اسلام; 4ـ تربيت صدها شاگرد فاضل و دانشمند همچون آيت اللّه حاج سيدرضا بهاءالدينى(ره), شهيد محمد مفتح, مرحوم حاج سيد محمود طالقانى و…; 5 ـ تأليف قريب به بيست كتاب و رساله در موضوعات مختلف.
سرانجام مرحوم آخوند همدانى در اول مردادماه 1357 مطابق با شب 15شعبان 1398 رخ به تيره تراب كشيد و دار فانى را وداع گفت.
پس از بيست سال از ارتحال آن عالم ربانى كنگره اى به همت مجمع طلاب و فضلاء همدانى مقيم قم و اداره كل ارشاد اسلامى استان همدان برپا گرديد كه برنامه هاى اجرا شده كنگره بدين شرح بود:
كنگره با قرائت متن فرمايشات مقام معظم رهبرى كه در جمع برگزاركنندگان كنگره ايراد فرموده بودند توسط حضرت آيت اللّه موسوى همدانى, نماينده ولى فقيه و امام جمعه همدان و دبير كنگره آغاز شد. رهبر معظم انقلاب اسلامى چنين فرموده بودند: … ايشان [مرحوم آخوند] جزو علماى طراز اول كشور بودند… ايشان فقيه اصولى خيلى خوب و قوى و جزو شاگردهاى بسيار خوب مرحوم حاج شيخ بوده اند… ايشان ملاى قوى و متبحرى در فقه و اصول و در رجال بودند يكى از چيزهايى كه بنده مكرر از افراد متعدد شنيدم اين است كه ايشان در رجال هم متبحر بودند و اين براى يك فقيه, فضيلت خيلى بزرگى است كه در علم رجال صاحب نظر باشد و مقلد نباشد. خودش اهل نظر و فكر باشد. علاوه بر اين, ايشان با تفسير و اخبار هم خيلى مأنوس و محشور بودند…; ايشان اهل سلوك و مسائل اخلاقى هم بودند و شاگردان و مرتبطين با ايشان از معنويت ايشان هم استفاده مى كردند…. اى كاش ما سيره بزرگانى مثل آقاى آخوند را ببينيم تا امروز هم جريان پيدا كند, بزرگانى بروند و در شهرهايى بمانند, بگذاريم اساطين علم در همه بخش هاى اين كشور باشند در همه شهرها, حوزه هاى علميه حقيقى و مجتهدپرور به وجود بيايد و مردم در هر جا به ركن ركينى مثل آقاى آخوند ملاعلى متكى باشند اگرچه حالا امثال ايشان خيلى هم زياد نيست… تجليل از ايشان بلاشك تجليل از علم و تقوا و معنويت و اخلاص, و كار بسيار بزرگى است….
پس از قرائت بيانات مقام معظم رهبرى ـ آنگاه حضرت آيت اللّه مشكينى به عنوان اولين سخنران به ايراد سخن پرداخت و در قسمتى از سخنانش گفت: مرحوم آيت اللّه معصومى انسان بزرگ, صاحب اصول و مجتهد عادلى بود كه هركس با ايشان مجالست مى كرد و شاهد گفتار متين و كردار موقرانه آن بزرگوار مى شد, بى اراده تحت تأثير قرار مى گرفت و حالش دگرگون مى شد. وى سپس به بيان رواياتى از معصومين در خصوص چگونگى زندگى علما و بزرگان دين پرداخت و در پايان ضمن دعوت روحانيون, دانشجويان و دانش آموزان به انس گرفتن با نماز و عبادت و تقواى الهى, نظام جمهورى اسلامى را همان دولتى دانست كه امام سجاد(ع) در فرازى از دعاى افتتاح خود آرزوى تحقق آن را دارند و چنين اظهار داشت: شما دانشجويان بايد در سايه اين دولت كريمه كه پس از 1400 سال در سرزمين ايران برقرار شده, اسلام را در وجود خودتان و در دانشگاه ها پياده كنيد و درس بخوانيد, مؤمن و متخصص و متقى باشيد.
در اين مراسم حجت الاسلام على دوانى, نقش علمى آيت اللّه العظمى آخوند را در غرب ايران بسيار تأثيرگذار توصيف كرد و افزود: بسيارى از علما و بزرگان در غرب كشور و همدان كه بعدها به مقاماتى رسيدند از حوزه علميه مرحوم آخوند برخاستند.
سپس مقالاتى بدين شرح (كتابخانه غرب و معرفى برخى از نسخ خطى و ممتاز آن) از دكتر جواد مقصود همدانى, (خاطرات حجج اسلام مروج و حسنى) ـ (سيرى در زندگى حضرت آيت اللّه العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى) از محمد قنبرى, (يادداشتى درباره مرحوم آخوند) از على رضا ذكاوتى قراگزلو ارائه و قرائت گرديد.
در پايان جلسه روز اول آيت اللّه احمد صابرى همدانى پيرامون شخصيت چند بعدى مرحوم آخوند به ايراد سخن پرداخت و گفت: ما امروز گرد هم آمده ايم تا از شخصيتى كه مجمع فضايل و مكارم متعدد همچون زهد و تقوى, اخلاص و عمل و فقه و عرفان تجليل كنيم. وى با استناد به روايتى پيرامون ثمره علم افزود: ثمره علم چهار چيز است كه مرحوم آخوند داراى همه آن ويژگى ها يعنى (ترس از خدا) (محبت به مردم), (خودشناسى) و (زهد و تهجد) بود و همه اين صفات, ملكه شخصيت اين عالم جليل القدر شده بود.
در روز دوم كنگره مقالاتى تحت عناوين (آخوند ملاعلى در سنگر موعظه و منبر) از سيد احمد حسينى همدانى (پيشينه علمى همدان (مدارس و حوزه ها)) از دكتر پرويز اذكايى (فروغ فقاهت) از حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين عندليب زاده, ارائه و قرائت گرديد.
و در خلال كنگره آقايان حسان و سپهرى به قرائت اشعار خود پرداختند و نيز پيام حضرات آيات فاضل لنكرانى و نورى همدانى توسط نمايندگان آنها قرائت شد. حضرت آيت اللّه فاضل لنكرانى در بخشى از پيام خود آورده است: حضرت آيت اللّه العظمى آخوند ملاعلى معصومى همدانى حقاً عالمى مبرز و مجتهدى ارزشمند و به تعبيرى دايرةالمعارف سيار بودند; زيرا كه داراى مطالعات فراوانى در علوم مختلف خصوصاً در فقه و اصول بود و از نظر قوت حافظه به حدّى بود كه اكثر آنچه را مطالعه كرده بود, محفوظ داشت.
و نيز حضرت آيت اللّه نورى همدانى, آخوند ملاعلى همدانى را يكى از افتخارات خطه عالم پرور همدان دانسته و به عنوان يكى از شاگردان ايشان, وى را مورد تجليل قرار داد و به چهار بعد از ابعاد زندگى آن حضرت را كه با حديثى از رسول درباره مجالست و مصاحبت با عالم, منطبق است, اين گونه برشمرد:
1. ساده زيستى 2. انس با قرآن و نهج البلاغه و احاديث 3. رسيدگى به امور طلاب و مردم در همه احوال 4. شفقت و مهربانى همراه با روش پدرانه نسبت به طلاب.
آخرين سخنران كنگره حضرت آيت اللّه سبحانى بود كه ضمن برشمردن خصوصيات فقه شيعه و ابعاد فقهى حضرت آيت اللّه العظمى آخوند همدانى نقش زمان و مكان در اجتهاد را تبيين نمود و روش اسلام و غناى آن در مواجه با مسائل مستحدثه و جديد را بيان كرد. وى به طلاب و روحانيون سفارشاتى نموده و از خالى شدن شهرهاى مختلف از وجود مراجع و علماى بزرگ اظهار تأسف و نگرانى نمود.
در پايان مراسم استاندار همدان از تمامى دست اندركاران برپايى كنگره قدردانى كرد. محمد قنبرى